مقایسه ورجمکرد و هگمتانه
ارایه کننده : سحر ميرشاهي | در تاريخ : June 20, 2007 | موضوع : علوم فني - مهندسي | امتياز :
    
  دکتر سيده ندا قاضي زاده
 
  • طبق روایات دینی زرتشتیان ، جمشید به فرمان اهورامزدا، در ایران ویچ که سرزمین نخستین آریائیان بود، بهشتی به نام "ورجمکرد" بنا کرد که الگو و نمونه بسیاری از بهشت های ایرانی است.
  • اهورامزدا از جمشید می خواهد که وظیفه پیامبری را بپذیرد و دین مزدیسنا را در میان مردم رواج دهد. جمشید از این وظیفه تن می زند و به اهورا مزدا می گوید که آماده آموختن و نگاهداری دین تو نیستم. پس اهورامزادا از او می خواهد که به آباد کردن جهان و فراخ کردن زمین بپردازد. جمشید این پیشنهاد را به شرطی می پذیرد که در روزگار پادشاهی او نه باد سرد باشد و نه باد گرم، نه بیماری باشد و نه مرگ. 

    ادامه مطلب به همراه تصاویر
  • مقایسه ورجمکرد و هگمتانه 
    ورجمکرد 
    طبق روایات دینی زرتشتیان ، جمشید به فرمان اهورامزدا، در ایران ویچ که سرزمین نخستین آریائیان بود، بهشتی به نام "ورجمکرد" بنا کرد که الگو و نمونه بسیاری از بهشت های ایرانی است.

    • اهورامزدا از جمشید می خواهد که وظیفه پیامبری را بپذیرد و دین مزدیسنا را در میان مردم رواج دهد. جمشید از این وظیفه تن می زند و به اهورا مزدا می گوید که آماده آموختن و نگاهداری دین تو نیستم. پس اهورامزادا از او می خواهد که به آباد کردن جهان و فراخ کردن زمین بپردازد. جمشید این پیشنهاد را به شرطی می پذیرد که در روزگار پادشاهی او نه باد سرد باشد و نه باد گرم، نه بیماری باشد و نه مرگ. آنگاه اهورامزدا به او انگشتری زرین و عصایی سرتیز می دهد و بدینسان او از قدرت بهره مند می کند. پس از گذشت نهصد سال از پادشاهی جمشید و سه بار درخواست او از اهورامزدا برای فراخ کردن زمین، اهورامزدا به جمشید او فرمان می دهد که پناهگاهی (وری) بسازد (اصیل، 1371؛40) "ورجمکرد" نام پناهگاه زیرزمینی بزرگی است که به نوشته وندیداد، فر 20، "جم" جمشید آن را به شیوه خاصی که بندبند آن در وندیداد اوستا مشخص شده ساخت تا در برابر زمستان سخت و کشنده ای که دیو "تمرکوش" پدید آورد مردمان و جانوران در آن پناه جویند و جای گزینند. (دوستخواه،1370؛1072) "ورجمکرد" به معنای باروی جم ساخت،  بنا به روایت وندیداد (فرگرد دوم) جمشید آنرا می سازد تا گزیده ای از موجودات را در برابر برف و سرمای عظیمی که در عصر او اتفاق می افتد حفظ کند نا در پایان هزاره اوشیدر که بر اثر گزندهای ملکوس (اهریمن) مردم و جانوران مفید نابود شده اند. درهای این بارو را بگشایند و جهان از نو پر مردم و گوسفند شود. (بهار، 1362؛163)
    • از بند بیست و یکم تا سی و چهارم "وندیداد" به روادیدی اشاره شده که روشنگر دگرگونی شدید در اوضاع اقلیمی است. این دگرگونی و انقلاب جوی عبارت است از سرد شدن هوا و بارش برف بسیار و سپس آب شدن برف ها و بروز توفانی شدید که همه چیز را به نابودی خواهد کشانید. اهورامزدا پیش از ظهور این فاجعه بزرگ که یادآور توفان نوح است، به جمشید دستور می دهد تا شهر و مجموعه ای زیرزمینی بسازد که بتوان گروهی از سالمترین و به نژادترین انسانها، گیاهان و حیوانات در آن جای داد تا از توفان در امام بماند و کار جهان پس از این حادثه ادامه یابد. در این نوشته اهورامزدا طرحی را به جمشید دیکته می کند که می توان از آن به عنوان یکی از کهن ترین نمونه های مجموعه سازی شهری یاد کرد. (ورجاوند، 1370؛ 5)
    • مشخصات ور جمکرد بر اساس گزارش اوستا
    • بند 22 – آنگاه اهورامزادا به جم گفت :
    • ای جم هورچهر، پسر و یونگهان
    • بدترین زمستان بر جهان آستومند فرود می آید که این زمستان سخت مرگ آور است.
    • بند 25 – پس  آن "ور"[1] را  بساز، هر یک از برش به درازای آسپریسی[2] برای زیستگاه مردمان، هر یک از چهار برش به درازای آسپریسی برای اسطبل گاوان و گوسفندان
    • بند 26 - ... و بدان جا آبها فراز تازان در آبراهه هایی به اندازه یک هاسر[3]
    •             ... و بدان جا مَرغ ها برویان همیشه سرسبز و خرم، همیشه خوردنی و نکاستنی.
    •             ... و بدان جا خانه ها برپادار، خانه هایی فراز اشکوب، فروار و پیرامون فروار[4]
    • بند 27 - ... و بدان جا بزرگترین و برترین و نیکوترین تخمه های نرینگان و مادیگان روی زمین را فرازبر.
    • بند 28 - ...  و آنها را برای ایشان جفت جفت کن و از میان نرفتنی، برای ایشان که مردمان ماندگار در آن ور اند.
    • بند 29 - ... مبادا که گوژ پشت، گوژسینه، بی پشت، خل، دریوک، گسویش، نرباریش، تباه دندان، پیس جدا کرده تن و هیچ یک از دیگر داغ خوردگان اهریمن بدانجا راه یابند.
    • بند 30 - ... بدان فرازترین جای نه گذرگاه کن، بدان میانه شش و بدان فرودین سه، هزار تخمه نرینگان و مادینگان را به فرازترین جای، شششصد تا را بدان میانه و سیصد تا را بدان فرودین، فراز بنه.
    • آنها را به "سوورا" ی زرین، بدان "ور" دری و روزنی خود روشن از درون بنشان.
    • بند 31 – آنگاه جم با خود اندیشید:
    • چگونه این ور بسازم که اهورامزدا به من گفت؟
    • پس اهورامزدا به جم گفت:
    • ای جم هورچهر، پسر ویونگهان
    • این زمین را به پاشنه بسپر و دست بورز، بدان گونه که اکنون مردمان خاک شفته را نرم می کنند.
    • 32 – آنگاه جم چنان کرد که اهورامزدا خواست : این زمین را به پاشنه بسپرد و به دست بورزید، بدان گونه که اکنون مردمان خاک شفته را نرم کنند. (دوستخواه،1370؛669-672)
    • آقای سعیدنیا در گزارش خود نخست احکام مندرج در داستان جمشید در اوستا استخراج و سپس فرضیات مربوط به هر یک از احکام ارائه نموده، آن گاه گزینه‌های مختلفی برای ترسیم احکام و فروض طرح کرده و در نهایت نیز از احکام یا فروض نتیجه‌گیری نموده است.
    • در تحقیق مذکور احکام کالبدی استخراج شده است و برای هر حکم فروض و نتایجی ارائه شده اما در مقاله تنها به احکام اشاره شده و استنتاجات کالبدی ناشی از احکام مطرح می گردد.
    • فضای شهر چهارگوش(مربع) و هر چهار ضلع آن با یکدیگر برابر باشد.
    • زمین به سه قسمت تقسیم شود.
    • مجموعاً 18 گذرگاه در شهر ایجاد شود، به طوری که 9 گذرگاه در بالای شهر، 6 گذرگاه در وسط، و 3 گذرگاه در پایین شهر ایجاد گردد. در اینجا گذرگاه همان محله فرض شده است و این امر یعنی استنباط محله از گذرگاه یا خیابان در برخی منابع دیگر نیز آمده است.
    • اندازه جمعیت و آبادی و نحوه توزیع آن را در سه بخش مشخص کرده است. در این آبادی مجموعاً 900/1 زوج (خانوار) اسکان می یابند که از این تعداد 000/1 زوج در قسمت بالا، 600 زوج در قسمت میانه و 300 زوج در قسمت پائین ساکن می‌شوند.
    • نیز به ایجاد آبراهه و جاری ساختن آب در آن اشاره دارد.
    • درخصوص وجود باغهای همیشه سبز و خرم می باشد.
    • به وجود یک « در» یا « ورودی» برای دریافت نور اشاره میکند.
    • وضعیت خانه ها را مشخص کرده است، بدین مفهوم که خانه هایی بلند، دارای بالاخانه و در و پنجره و ایوان که به هر گشوده شود، پیرامون آن نیز حیاط قرار گیرد و دارای چشم انداز باشد.
    • اندازه هر ضلع را مشخص میکند که به طول یک اسپریسی یا یک میدان اسب است. اندازه یک میدان اسب، 230 متر تا یک فرسنگ محاسبه شده است.
    • در نهایت اندازه ها در متن اوستا برحسب گام شمرده میشود. (سعیدنیا، 1378؛382-394)
    • ساختار کالبدی ورجمکرد
    • با توجه به احکام، فرضیات و نتایج تحقیق، ساختار کالبدی نخستین شهر قوم آریایی مندرج در اوستا، چنین توصیف شده است :
    • ورجمکرد شهری است به شکل مربع چهار ضلعی با اضلاع برابر، که اندازه هر ضلع آن به اندازه یک میدان اسب « اسپریسی» و برابر 1.800 گام می باشد.
    • محیط شهر 032/4 گام، و مساحت آن در حدود 000/000/1 گام است. جمعیت شهر در آغاز بنیانگذاری به وسیله (جم) 900/1 خانوار دو نفری یا 800/3 نفر است. جمعیت شهر در سه بخش در قسمت بالا، میانه و پائین شهر برحسب سه طبقه اجتماعی روحانیان، سپاهیان و مردم (کشاورزان و گله‌داران) توزیع شده اند. جمعیت کشاورزان و گله داران 000/1 خانوار یا 000/2 نفر است که در قسمت بالای شهر در 10 واحد همسایگی یا محله اسکان یافته‌اند و جمعیت سپاهان 600 خانوار یا 200/1 نفر که در قسمت میانی شهر در 6 واحد همسایگی سکونت دارند. 300 خانوار روحانی با 600 نفر جمعیت در قسمت پائین شهر مستقر شده‌اند.
    • شهر دارای سه محله بزرگ و 19 زیر محله (واحد همسایگی) است. در هر زیر محله، 100 خانوار یا 200 نفر جمعیت زندگی می کنند.
    • الگوی کالبدی شهر دارای طرح هندسی، منظم با گذرگاههای موازی است. 18 گذرگاه استخوان‌بندی کالبد شهر را می سازند. یک آبراهه عریض عمود بر گذرگاهها، سراسر شهر را طی می کند و مانند آب پخشان بزرگی، شعبه‌هایی از آن در گذرگاهها جاری شده است و خیابانهای مشجر با نهر آب پدید می‌آید. فضای گسترده پیرامون آبراهه به عرض 50 گام از هر طرف به فضای سبز و باغهای خرم پرمیوه اختصاص داده شده است.
    • مدخل آبراهه از محلی که آب وارد باروی شهر میشود، تنها « در» یا «روزن» بارو یا به عبارتی دیگر، تنها ورودی شهر را پدید می آورد. در انتهای آبراهه (نقطه مقابل ورودی باروی شهر) در محوطه‌ای خالی بین آخرین ردیف خانه‌ها در بخش مسکونی روحانیان ، فضایی قرار دارد که شاید مکان آتش همیشه روشن باشد (البته چنین حکمی در وندیداد وجود ندارد و این نکته‌ای است که باید بیشتر تحقیق شود.
    • خانه‌ها در ردیف منظم در کنار گذرگاهها مستقر شده‌اند. هر خانه به اندازه 324=.18* 18 گام ، متشکل از اتاق کوچکی است که بر ایوانی بلند قرار گرفته است و هر طرف آن دارای پنجره و ایوان مسقفی است.
    • از هر چهار سو میتوان بر فضای سبز شهر نظاره کرد. حیاط خانه‌ها به وسیله دیوار و پرچین از همدیگر جدا نمی شود، فضای سبز حیاطها به همدیگر پیوسته و به فضای سبز اصلی شهر در پیرامون آبراهه می‌پیوندند.
    • شهر نخستین آریایی ورجمکرد باغ شهر خرم و دلگشایی است که بهشت آسمانی را در زمین متجلی میسازد. (سعیدنیا، 1378؛396 -394)
    •  Image
    • تصویر 1- شهر و الگوی کلی خانه های شهر ورجمکرد، ماخذ : سعیدنیا، 1378
    • هگمتانه
    • پیشینه و نام
    • امروزه عموم باستان شناسان، تپه باستانی هگمتانه، واقع در مرکز شهر همدان را - که وسیع‌ترین تپه باستانی ایران است - بقایای ابنیه کاسی، مادی، هخامنشی و بعد از آن می‌دانند. مساحت این تپه حدود ۳۰ هکتار می‌باشد، که با در نظر گرفتن بخش‌هایی که جزء محدوده تپه باستانی بوده، ولی اینک ساختمانهای مسکونی بر روی آن ساخته شده، به بیش از ۴۰ هکتار نیز می‌رسد.
    • این تپه بیضی شکل، در داخل محدوده شهر فعلی همدان در دو سوی خیابان اکباتان واقع شده‌است. «هگمتانه» یا «هنگمتانه» که به زبان پارسی قدیم به معنی محل تجمع بوده، ترکیبی از دو واژه «هنگ» به معنی «جا» و «متانه» به معنی «تجمع» است. این واژه در زبان یونان به صورت «اکباتانا» در آمده‌است و در کتیبه‌های عیلامی به صورت «آگ ماتونو» آمده‌است. برخی نیز معتقدند: «امدانه» یا «آمادای» که در کتیبه پلیسر پادشاه آشور آمده، به این محل اطلاق می‌شده‌است. «هگمتانه» در زبان ارمنی «اهمتان»، در زبان سریانی و پهلوی «اهمدان» و در گویش نویسندگان عرب «همدان» و در تورات «احتمانا» گفته شده‌است.
    • همچنین، سکه‌هایی از عهد ساسانی کشف شده که محل ضرب آنها «اهمتان» قید شده‌است. نخستین اشاره مکتوب به نام مادها و سرزمین ماد، در سالنامه بیست و چهارم سارل مانزر سوم (۸۳۶ قبل از میلاد) و سارگن دوم (۷۱۵ قبل از میلاد) بوده‌است که از این قوم و سرزمین آنان به نام «مادای» یا «آمادای» یاد کرده‌اند.
    • دوران مادها
    • آشوریان باستان به شهرهای قوم کاسی، عنوان «کار کاشی» داده بودند، که “ کار“ به معنی قرارگاه یا منزلگاه و “کاشی “ اسم قوم “ کاسی“ است.
    • آشورشناسان و مادشناسان، جملگی این کارکاشی (یا شهر کاسیان) را منطقه کنونی همدان دانسته‌اند. پروفسور گیریشمن، باستان‌شناس معروف فرانسوی، معتقد است که اسم قبلی هگمتانه، «اکسایا» یعنی شهر کاسی‌ها بوده‌است و در مجموع اعتقاد غالب بر این است که شهر هگمتانه را یکی از اقوام آریایی بنام مادها ساخته‌اند و نخستین دولت ایرانی را در آن بنا نهاده‌اند. ولی نتایج تحقیقات، بیانگر آن است که شهر هگمتانه، پیش از انتخاب به پایتختی توسط مادها وجود داشته و مردمانی از قوم کاسی در آن زیسته‌اند. سپس بازماندگان قوم کاسی، بعدها با طایفه‌ای از آریایی‌ها، قوم موسوم به ماد را پدید آورده‌اند و با غلبه بر دولت تجاوزگر آشوری، دولت ماد را بنیان گذاشته و و پایتخت خود را «کارکاشی» قرار داده‌اند و از آن به بعد، این شهر هگمتانه نام گرفته‌است.
    • 'مادها، گروهی از اقوام آریایی بودند، که از جنوب سیبری به سمت فلات ایران حرکت کرده و در غرب ایران ساکن شدند. عواملی مانند: رشد اجتماعی و فرهنگی، تماس با گروههای بومی ساکن فلات ایران، وجود همسایگانی قدرتمند و احساس نیازهای جدید سیاسی و اجتماعی، آنها را وادار به اتحاد و ایجاد حکومتی مقتدر نمود، به طوری که قوی‌ترین قوم آن روزگار یعنی آشوری‌ها را، برای همیشه از صفحه روزگار محو کردند.
    • گزارشات مورخین یونانی از ساختار قلعه
    • روایات مورخین یونانی نیز حاکی است که این شهر در دوره مادها (از اواخر قرن هشتم تا نیمه اول قرن ششم قبل از میلاد)، مدتها مرکز امپراتوری مادها بوده‌است و پس از انقراض آنها نیز به عنوان یکی از پایتخت‌های هخامنشی (پایتخت تابستانی و احتمالا محل خزانه آنها) به شمار می‌رفته‌است. گفته‌های هردوت مورخ یونانی، در قرن پنجم قبل از میلاد، مهم‌ترین ماخذ تاریخی در این مورد است. وی بنای اولیه این شهر را به «دایااکو» نخستین شهریار ماد نسبت می‌دهد (۷۲۸ قبل از میلاد). هردوت اوضاع سیاسی و اقتصادی نامناسب قوم ماد را در دستیابی دیااکو به قدرت موثر می‌داند.
    • دیگر مورخین یونانی چون پلی‌بیوس، کنزیاس، ژوستین و گزنفون نیز درباره هگمتانه مطالبی جمع آوری کرده‌اند. دیااکو پس از اینکه هگمتانه را به پایتختی خود برگزید، تصمیم به ساخت کاخی عظیم و مستحکم، به صورت هفت قلعه تو در تو، گرفت. به طوری که کاخ پادشاهی و خزانه، در درون قلعه هفتم قرار داشته باشند. دیااکو به تقلید از رنگ آمیزی قصرهای بابلی دستور داده بود، کنگره‌های هر قلعه را به رنگی مخصوص در آورند.
    • به این ترتیب: رنگ کنگره‌های قلعه اول؛ سفید، دومی؛ سیاه، سومی؛ ارغوانی، چهارمی؛ آبی، پنجمی؛ نارنجی و کنگره در باروی داخلی؛ سیمین و زرین بودند. محیط بیرونی‌ترین دیوار قلعه، تقریباً به اندازهٔ حصار شهر آتن بوده‌است. (http://fa.wikipedia.org)
    •  Image
    • تصوير 2- باآفرینی پلان و مقطع تصوری هفت قلعه شهر هگمتانه به روایت هردوت، ماخذ : سعیدنیا، 1374
    • قصر شاهی، که در آخرین قلعه درونی بر پا شده بود، دارای صدها اتاق بوده و مردم نیز خانه‌های خود را بیرون این قلعه‌ها و در کنار آن ساخته بودند. بنا به درخواست دیااکو، قوم ماد شهرهای کوچکی را که در آن می‌زیسته‌اند، رها ساخته و پایتخت را مورد توجه قرار دادند و در اطراف قلعه شاهی، خانه‌های خود را بنا کردند.
    • پلی بیوس مورخ یونانی (۲۰۴ تا ۱۳۲ قبل از میلاد) می‌نویسد: «در دامان کوه اورنت، («اورنت» یا «اورانتس» = الوند)، شهر هگمتانه با قلعه و ارگ مستحکم و حیرت‌آوری قرار گرفته و قصر شاهی در داخل آخرین قلعه آن استوار گردیده‌است. وضع ساختمانی، آرایش عجیب و تزئیناتی که در آن به کار رفته به نحوی بوده، که توصیف آن مبالغه‌آمیز به نظر می‌رسد. چوب‌هایی که در آن به مصرف رسیده، پوشیده از زر و سیم است. درها، ستون‌ها و رواقهای آن، با هزاران گونه کنده‌کاری و نقش و نگار آراسته شده‌اند. یک دیوار بی‌پیرایه و یک تیر عاری از زیور، در آن کاخ نیست. حتی کاشی‌هایی که زینت‌بخش «ازاره‌ها» و دیواره‌های درونی قصر است، با پوششی از آب نقره، سیم اندود گشته و همهٔ چوب‌ها از جنس سرو و کاج هستند.»
    • کنزیاس مورخ یونانی و پزشک معروف اردشیر دوم هخامنشی (۴۰۴ تا ۳۰۵ قبل از میلاد) می‌نویسد: ««سمیرامین» ملکهٔ آشور، پس از دیدن وضعیت شهر و موقعیت مناسب آن دستور داده، که برای او در آنجا کاخی بسازند و چون دیده‌است که در شهر جدیدالاحداث کمبود آب وجود دارد، دستور داده تا با صرف هزینه‌ای گزاف، نهری ساخته و آب دریاچه‌ای را که در آن سوی کوه اورنت (الوند) است، به این شهر سرازیر نمایند.»
    • ابوبکر احمد بن محمد اسحاق همدانی – معروف به ابن فقیه - در کتاب البلدان خود، که در حدود سال ۲۹۰ هجری به تحریر درآمده، به نقل از یکی از دانشمندان پارسی می‌نویسد: «همدان بزرگ‌ترین شهر جبال و حدود چهار فرسنگ در چهار فرسنگ بوده‌است.»
    • بخت النصر بعد از فتح و ویرانی بیت المقدس، فرمانده‌ای به نام صقلاب را به قصد تصرف همدان می‌فرستد، ولی وی با عدم موفقیت مواجه شده و طی نامه‌ای به بخت النصر می‌نویسد: «من به شهری آمده‌ام، دارای بارویی بلند و سرکش و مردمی بسیار و کوی و برزن‌هایی فراخ و رودهای فراوان.».
    • دوران هخامنشیان
    • پس از انقراض مادها، هر چند هگمتانه مرکزیت نخستین را نیافت، ولی به جهت قرار گرفتن در مسیر راه شاهی، که پارسه (تخت جمشید) را به سارد متصل می‌کرد، به عنوان پایتخت تابستانی هخامنشیان مورد توجه خاص بود و از این رو آن را آباد کردند.
    • در زمانی که داریوش سوم با اسکندر مواجه می‌شود، هگمتانه به صورت ویرانه‌ای بوده‌است. ولی داریوش سوم بنا به پیشنهاد یاران خود، دستور می‌دهد در میانه شهر، کوشکی بزرگ که آن را ساروق می‌نامیدند، بسازند. در این کوشک، سیصد مخفی‌گاه برای گنجینه‌ها و دارایی‌ها بر پا شد و برای آن هشت درب آهنین ساختند، که همه دو اشکوبی (دو لختی) و هر اشکوب، به بلندای دوازده گز بود.
    • چنانکه ملاحظه شد، درباره چگونگی احداث و نام بنیانگذاران هگمتانه در بین مورخین یونانی، اتفاق نظر وجود ندارد. مورخین اسلامی نیز در این زمینه با یکدیگر اختلاف نظر دارند. در مورد محل دقیق آن هم نظریات متفاوتی ارائه شده‌است. گر چه اکثر مورخین، پژوهشگران و باستان شناسان مانند مرحوم مصطفوی، پرفسور گیریشمن، اشمیت، لوشای و پرا دارا، تپه‌ای را که هم اکنون در شهر همدان به نام هگمتانه معروف است، محل اصلی شهر باستانی هگمتانه می‌دانند. (http://fa.wikipedia.org)
    • نتایج حفاری‌های تپه هگمتانه
    • پیشینه حفاری‌های علمی این تپه، به سال ۱۹۱۳ میلادی بر می‌گردد، که هیئتی فرانسوی از طرف موزهٔ لوور پاریس به سرپرستی شارل فوسی، کاوش‌هایی در تپه هگمتانه انجام داد. ولی نتایج این کاوشها هیچ‌گاه منتشر نشد.
    • شهر هگمتانه با گذشت زمان به تدریج ساخته و پرداخته می شود. در هنگام ساخت شهر احتمالا بقایایی از از سکونت دروه یا دوره های قبلی و قدیمی در روی کوه صخره ای قرار داشت. معماران برای ایجاد شهر خود اقدام به تخریب آنها می کنند. سطح شیب دار کوه یا تپه بر عکس شهر ها یا نقاط باستانی مثل تخت جمشید به صورت یک سکو یا مصطبه بزرگ ساخته نمی شود بلکه معماران سعی می کنند تاسیسات شهر خود را با پر کردن آوار سکونتهای قبلی و نیز ریختن خاتک رس و با در نظر گرفتن شیب زمین برپا کنند.
    • معابر و محلات شهر به صورت موازی هم و در جهت شمالشرقی – جنوب غربی و به فاصله 35 متری هم احداث شده است. عرض معابر 3.5 متر و به ندرت 2.5 متر و حدفاصل معابر 35 متر است و در این محدوده دو ردیف از خانه های مشابه هم به ابعاد 17.5 * 17.5 متر ساخته شده است. همه خانه ها شبیه هم هستند. به نظر می رسد معماران سعی نکرده انددر تمام محوطه شرقی شهر خود اقدام به احداث خانه هایی با نقشه هایی متفاوت بکنند. . خانه ها دارای یک اتاق ورودی و پشت یر آنها یک حیاط مستطیل شکل است. در دو طرف آنها سه اتاق وجود دارد.
    •  Image
    • تصوير 3- خانه های مشکوفه هگمتانه، ماخذ http://www.chn.ir
    • یکی دیگر از نکاتی که معماران شهر باستانی در فکر آن بودند چگونگی رساندن آب به ساکنان معابر یا کوچه های شهر است. آنچه در محوطه شرقی شهر تا کنون روشن شده است این است که معماران در دو مسیر اقدام به آب رساندن آب به مردم شهر نموده اند. مسیر اول در فضای باقی مانده بین تاسیسات مسکونی شهر و حصار شهر است. به عبارت دیگر جوی آبی با مصالح آجر و ملات گچ و آهک در طول مسیر پشت حصار از جنوب شرقی تپه هگمتانه به طرف شمای غربی آن کشیده می شود. ساکنان محلات شهر در حاشیه شرقی به راحتی می توانستند از طریق تاسیسات آبرسانی مذکور به آب دسترسی پیدا کنند.
    • در مسیر دوم معماران تنها به کشیدن تاسیسات مذکور در کنار حصار شهر اکتفا نکرده اند. بلکه در بعضی معابر این گونه تاسیسات را احداث نموده اند.
    • یکی از مهمترین تاسیسات شهر باستانی احداث برج و بارو در اطراف آن است. کاوش‌ها، بخش‌هایی از حصار عظیم شهر به قطر ۹ متر و ارتفاع ۸ متر را آشکار ساخته‌است. این حصار در فواصل معین، دارای بر جهان عظیم بوده، که هگمتانه قدیم را در بر می‌گرفته‌است. آنچه از شکل یا نقشه حصار برمیآید این است که حصار شهر دارای شکل هندسی نبوده و بلکه به صورت کثیرالاضلاع چند ضلعی است. (صراف، 1378؛105 -101)
    •  Image
    • تصوير 4- نقشه ایزومتری شهر و باروی باستانی مشکوفه، ماخذ : صراف، 1378
    •  Image
    • تصوير5- نقشه معابر و خانه های مشکوفه تپه هگمتانه، ماخذ : صراف، 1378
    • مقایسه ورجمکرد و هگمتانه
    • هگمتانه و ورجمکرد هر دو شهرهای دستوری و برای اقشار خاصی از جامعه طراحی گشته اند. هر دو دارای نظم و هندسه منظم و فارغ از پلان ارگانیک و مردم ساخت و برای منظوری مشخص و اقشار مشخص (سطح بالای اجتماع) در نظر گرفته شده اند. وجه مشخصه و شباهت اصلی این دو شهر نحوه چیدمان خانه ها و گذر بندی آن است. در هر دو شهر خانه ها به صورت یکسان  پشت به پشت هم به نحوی جاینمایی شده اند، که از معابر مجاور دسترسی بگیرند.
    • تفاوت اصلی این دو شهر خاستگاه و منبع سازنده آن هاست. هگمتانه شهری زمینی و وابسته به حکومت سیاسی می باشد اما شهر ورجمکرد شهری آسمانی و برگرفته از نظامی مذهبی است. هگمتانه تجسم مادی دارد و قابل دسترسی اما ورجمکرد تنها دارای نقشه و در جایی دست نیافتنی است. به غیر از این تفاوت عمده، تفاوت های کالبدی و فضایی زیر بین دو شهر مشهود است.
    • - هگمتانه با نظام انسان های زمینی ساخته شده است. در آن فضای مشخصی برای مقر حکومتی و خدمات شهری لحاظ شده اما در ورجمکرد فضایی برای این دو کاربری وجود ندارد. در ورجمکرد خانه ها به صورت کاملا برابر و یکسان و بدون توجه  نیازهاو تاسیسات شهری طراحی گشته اند.
    • - ورجمکرد شهری با پلان مربع شکل و کاملا متقارن می باشد، در صورتی که اگر حصار و باروی هگمتانه را مرز آن بگیریم دارای پلانی چند ضلعی و غیر اقلیدسی است.
    • - در ورجمکرد محور آب عمود بر محور معابر و تنها در یک مسیر از مرکز شهر می گذرد، اما در هگمتانه آب در دو مجرا در شهر می چرخد. در اطراف حصار شهر و به صورت غیر متمرکز در معابر شهر.
    • - خانه های  حفاری شده در هگمتانه کاملا درونگرا می باشند و اتاق ها به دور حیاط مرکزی که با فضایی سرپوشیده از معبر جدا شده، قرار گرفته اند. اما در ورجمکرد مطابق متن اوستا فروارها به صورت کاملا برون گرا و مشرف به باغ اطراف درنظر گرفته شده اند.
    • منابع
    • - اصیل، حجت الله (1371) آرمانشهر در اندیشه ایرانی؛ نشر نی، تهران
    • - بهار، مهرداد (1362) پژوهشی در اساطیر ایران باستان، پاره نخست، انتشارات توس، تهران
    • - دوستخواه، جلیل (1370) گزارش و تحقیق اوستا؛ جلد دوم، انتشارات مروارید، تهران
    • - سعید نیا، احمد (1374) بازآفرینی همدان هردوت؛ دومین کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران، ارگ بم _ کرمان، جلد دوم، سازمان میراث فرهنگی کشور، تهران
    • - سعید نیا، احمد (1378) اندیشه شهرسازی؛  مجموعه مقالات کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران، ارگ بم _کرمان، جلد نخست، سازمان میراث فرهنگی کشور، تهران
    • - صراف، محمد رحیم(1378) روند معماری و شهرسازی شهر باستانی هگمتانه در پایان نهمین فصل کاوش پاییز 1377؛ مجموعه مقالات کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران، ارگ بم – کرمان، جلد نخست، سازمان میراث فرهنگی کشور، تهران
    • - ورجاوند، پرویز(1370) شهرنشینی و شهرسازی در ایرا ن، جلد 4، تهران
    • - دانشنامه ویکیپدیا، ورجمکرد
    • http://fa.wikipedia.org/wiki  Retrieved 85/8/1
    • ظهوری، حسن، تلاش‌ براي كشف بقاياي دوره هخامنشي زير شهر اشكاني هگمتانه آغاز شد
    •  http://www.chn.ir/news  Retrieved 85/8/1
    • http://www.hamedan-ir.com Retrieved 85/8/1


    • [1]  -  به زبان پارسی باستان "وردنه" Vardaneh   یهنی دهکده یا نقطه مسکون
    • [2] - اسپریس واحد اندازه گیری درازای راه بوده که با طول میدان اسب دوانی برآورد می شده است. واژه اسپریس در زبان ارمنی به صورت اسپارز معمول که معادل 230 متر است و گاه میان 266 تا 1598 متر نوسان دارد. (بهار، 1362؛36-37)
    • [3]  - Hasar واحد طول اوستایی برای اندازه گرفتن مسافت راه ها. در اصل اوستا یک هاسر برابر یک آسپریس بوده که محتملا حدود 700 متر برآورد شده است. (بهار، 1362؛36-37)
    • [4]  - خانه تابستانی را گویند و عموما بالاخانه ای که در اطراف آن درها و پنجره ها داشته باشد.
    • (دوستخواه،1370؛1023)


    **(دانشجوي دكتري معماري، دانشگاه تهران)          Email : Ghazizadeh[at]Landscape[dot]ir  

      به نقل از http://www.landscape.ir/index.php?option=com_content&task=view&id=376&Itemid=65

    اين مقاله از وب سايت بانک مقالات فارسي دريافت شده است  :  MYDOCUMENT.IR