اولین ارائه دهنده خدمات بازاریابی مقاله ای در ایران

شناخت ومقايسه اساطير آب در تمدنهاي بين النهرين و شرق وشناسايي عوامل تاثير گذار بر آنها
ارايه کننده: سحر ميرشاهي | در تاريخ : June 20, 2007 | موضوع : علوم فني - مهندسي | تعداد بازديد : 1178 | امتياز :
  • انـسيه قوام پور                                                                 
    چكيده:
    اسطوره ها بازتاب سرشت آدمي مي باشندوهمه نيازهاوآرزوهارا در خود دارند ونيازهاي خواستگاهي انسان را بر آورده ميكنند ولي اين اساطير در تمدنهاي مختلف با هم فرق ميكنند وحتي اساطير يكسان بدليل محيط ونحوه معيشت تفاوتهاي بسياري با هم دارند.
    براي بررسي بهتر اساطير (اساطير آب) دربين النهرين وشرق آسيا را با هم مقايسه ميكنيم مقايسه در سه بخش (تقدس،حاصلخيزي و طغيانگري)ميباشد
  • ادامه مطلب به همراه تصاویر
    سحر ميرشاهي

    ی ی / ی ی ی یی Ԑ ی


    View Profile >
         
  • در مورد تقدس اساطير آب همه اساطير در اديان مختلف  به نوعي از تطهير،پاك بودن وشستن گناهان آدمي نشات گرفته اند .ولي نحوه برخورد اين اساطير با هم متفاوت است .در مورد عامل حاصلخيزي اساطير آب عامل خشكسالي باعث پديد آمدن اين اساطير مي باشند ودر تمدنهايي كه خشكسالي نداريم به اين اساطير كمتر توجه ميشود .در مورد عامل طغيانگر اساطير آب عوامل محيطي و وجود سيلابها وخرابيهاي ناشي از طغيان رودها تاثير مي گذارد
  • اين مقاله به بررسي اين اساطير پرداخته ونحوه برخورد مردم با اين اساطير را مورد بررسي قرار ميدهد.
  •  
  • كليد واژه
  • 1.اسطوره   2.اسطوره آب   3.تمدن شرق وبين النهرين 4.طغيانگر  5.مقدس  6.حاصلخيز  7.نماد  8.رود
  •  
  • مقدمه
  • اسطوره از ديدگاه هاي مختلف مفهوم خاص خويش را مي يابد و به اين دليل است كه تعريف اسطوره در كاربردهاي گوناگون متفاوت است . فريزرFrizer)) و تايلرTayleir)) اسطوره را حاصل تلاش انسان ابتدايي براي شناخت جهان مي بيند اما از ديد بردن اين گونه از شناخت با ذهن پيش منطقي انسان آغازين پيوند دارد . از ديد مولر(Moler) اسطوره گونه يي تبديل مفاهيم استعاري به شبه واقعي است . استروس(Asterous) در نظريه ساختارگراي خود اسطوره را لايه ژرف و انديشه انساني مي داند و از ديد او معني هر اسطوره بر اساس شكل آن تغيير مي يابد و بدين سان معني اسطوره چند لايه و در هر زمان معني خاص خود را مي يابد و نزد هر فرد و در هر جامعه برداشت هاي متفاوتي از آن وجود دارد. در روان شناسي اسطوره ها بازتاب سرشت آدمي است و همه نيازها و آرزوها و بيم هاي انسان را در خود دارند. اسطوره هاي آفرينش نياز خواستگاهي انسان را بر آورده مي سازند. اسطوره هاي بارداري پاسخگوي نياز به بقا وتدام و ثبات اقتصادي است . اسطوره هاي قهرماني در جهت الگو آفريني است و ... (ميرچاالياده، تهران 1372 ، ص 25 ، 26 و 27 )
  •  ازسويي ديگر اين اساطير در تمدنهاي مختلف داراي كاربردهاي گوناگون ميباشند براي بياي بهتر موضوع
  • اسطوره آب را در تمدنهاي بين النهرين وشرق آسيا بررسي مي كنيم تا به شباهتها وتفاوتهاي اساطير در تمدنهاي مختلف را بهتر درك كنيم.
  •  
  • چگونگي شكل گيري اسطوره ها دردوره هاي مختلف تاريخ
  • اسطوره ها با نظام شناختي انسان پيوند مي يابد و با شكل زندگي انسان در دوره هاي مختلف زندگي و محيط جغرافيايي او ارتباط دارد. چنين است كه مثلاً در اسطوره ها آفرينش كهن ترين دوره هاي زندگي انسان انديشمند يعني انسان دوره پالئونيك آسمان از سنگ است و اسطوره هاي سنگي را به چنين دوره اي ميدانند و روايت ها يا نوشته آنها در فرهنگ مردم بدان دوره باز مي گردند و در پيوند با شكل معيشت انسان يعني گرد آوري خوراك و شكار جهان و موجودات آن از تخمي مي باشد كه بر اقيانوس آغازين شناور است و انفجار اين تخم هستي راپديد مي آورد0(ركس وارنر،   مرداد و شهريور 1380 ، ص 44 و 45)
  • در اساطير هند در روايت ودايي تخم زرين جهان پس از هزار سال شناور بودن بر اقيانوس آغازين منفجر مي شود و از درون آن پورشر(Poursher) ، روح جهان هستي، بوجود مي آيد . پورشر احساس تنهايي مي كند و خود را به  دو نيم مي كند و با نيم خود جفت مي شود و بعد به هيأت موجودات هستي در مي آيد . در روايتي ديگر از هند كه زمان شكل گيري آن به دوره هاي بعد بازي مي گردد . نارامانا بر اقيانوس آغازين شناور است و جهان به خواست او شكل مي يابد ، از دهانش كلام ، از زبان او آب حيات و هستي مي يابد كه شكل اسطوره روايتي تركيبي از عنصر سنگ تا عصر آهن را در خود دارد. در همين محدوده اسطوره آفرينش جهان توسط برهما اسطوره ي تركيبي و آخرين پرداخت آن از عنصر آهن است . در اين روايت سرور جهان هزار سال بر اقيانوس آغازين درون تخمي نهفته است و از ناف او نيلوفري رخشان به شكل هزار خوشه سر مي زند و همه جهان را در بر ميگيرد . برهما از درون اين نيلوفر فرپديدار مي شود و نخست ناداني را مي آفريند كه به هيأت زني است و از او موجودات شب زاده مي شوند كه زمان شكل گيري چنين روايتي بي ترديد از روزگار رواج و شكل گيري جامعه پدر تباري است، موجودات شب كه گرسنه اند . برهما را پاره مي كنند و برهما از آنان مي خواهد كه پدر خود را نخورند و گروهي كه از پدر فرمان نمي برند راكتس نام مي گيرند و چنين عنصري ، در اين اسطوره ياد‌آور عقده پدر كشي است . (ميرچاالياده ،سال 1373 ، ص 35 و 36)
  • درنمودي ديگر از آثار سده سوم پيش از ميلاد در چين كائوس يا بي شكلي آغازين پيش از پيدايي آسمان و زمين چونان تخمي است كه پان گو از او زاده مي شود و پان گو پس از هجده سال مي ميرد و عناصر طبيعت از تن او شكل مي گيرد ، انسان ها از كپك روي تن پان گو هستي مي يابند . با تحول معيشت و ابزار كار و تكامل دست و مغز در دوره نو سنگي آفرينش انسان از گلي است كه موجودي اسطوره اي آن را پيمانه مي زند.
  • در اسطوره هاي آغازين عصر نوسنگي به سبب رواج كشاورزي و دگرگوني معيشت انسان آفرينش انسان از نباتاتي است كه تا حدي شكلي انساني دارند. اسطوره هاي گياه خدايان همه از آثار دوره نوسنگي است و چنين است كه ساختار اساطير هر دوره با نظام معرفتي و شناختي انسان پيوند دارند(ميرچاالياده ، سال 1373 ص 45 و 46).
  • محيط و نحوه معيشت تأثير بسزايي بر اساطير هر تمدن دارد به گونه اي كه تنوع بسياري بين اساطير يكسان در تمدنهاي متفاوت مشاهده مي شود. براي بررسي دقيق تر نحوه اين تأثيرات ،اسطوره آب كه به نوعي در تمامي تمدنها وجود دارند مورد بررسي قرار گرفته و عناصر تأثير گذار بر آن بررسي مي گردد. وبه منظور دستيابي به نتيجه مطلوب دامنه تحقيق را محدود كرده و اسطوره هاي شرق (چين ) و بين النهرين (ايران،هند و مصر ) مورد مطالعه قرار گرفته است . براي مقايسه بهتر اسطوره هاي  آب تمدنهاي شرق و بين النهرين و عوامل تأثير قرار بر آنها اين عوامل را مي -توان به 3 دسته كلي تقيسم كرد و تمدنها را بر اساس اين سه ويژگي با هم مقايسه كرد :
  • 1.       اسطوره آب به عنوان عامل مقدس باشد .
  • 2.       اسطوره آب به عنوان عامل طغيان باشد .
  • 3.       اسطوره آب به عنوان عامل حاصلخيزي باشد .
  • شناخت كلي از تمدنهاواسطوره هاي شرق (چين )و بين النهرين(ايران ،مصر،هند)
  •  
  • 1)تمدنهاي شرق
  • چين
  • پرداختن به كشور عظيمي كه تاريخ مدون سه هزار ساله و فرهنگي ژرف دارد كاري دشوار است. چين داراي شرايط اقليمي متفاوت است . منطقه شمالي چين دشت ها و سرزمين هاي مرتفع و مناطق كوهستاني را در بر مي گيرد. هواي اين منطقه قاره اي و متنوع است . جنوب رود زرد در منطقه سوم قرار دارد و محدودة شمال رود يانگ تسه(Yang tise kiang) تا عرض جغرافيايي 33 درجه و ناحيه جنوبي آن در مرز غربي  كوهستان زين ينگ را در بر مي گيرد . زمين هاي اين منطقه غالباً  ناهموار و تپه اي است و در امتداد دره يانگ تسه به جانب جنوب رودها و دريچه هاي متعددي قرار دارد. بر اين دو مجموعه دو منطقه حوضه سيچوان و دشت ساحلي را بايد افزود كه در اين منطقه بارندگي بسيار فراوان است .
  • مردم چين باستان مي اندشيدند زمين محاط در آب و در هر سوي آن دريايي بزرگ قرار دارد. در برخي از اسطوره -ها و از آن شمار اسطوره (پان گو)(Pan-gou) زمين بر اقيانوس آغازين شناور است بخش شرقي چين ساحلي است و به دريا مي انجامد اما به احتمال قوي در آن روزگار از وجود چنين دريايي آگاهي نداشتند و براي تبيين اين نظر بايد به نكته ديگري توجه داشت . زمين در اين اسطوره ها هرمي شكل است و باران از كناره هرم به پايين سرازير مي شود و به بدين دليل بود كه زمين را محاط در آب مي دانستند. (حسين ابراهيميان ،مهر و آبان 1381 ، ص 31 و 32)
  •  
  • 2)تمدنهاي بين النهرين
  • 1-2 مصر
  • مراد از مصر باستان محدودة حاصل خيز دره نيل و جايي است كه حاصل خيزي آن از بركت طغيان هاي سالانه نيل فراهم مي گردد. شرايط اقليمي اين محدوده از مصر باستان بگونه اي بود كه هميشه محدوده هاي كناره نيل مردمان صحاري را به سوي خود مي كشاند و كوچندگان بدين مناطق پس از مدتي در اين سرزمين هاي حاصلخيز اسكان مي يافتند و با بهره ور شدن از اين شرايط به كشاورزي و تمدن شهرورندي  روي مي آوردند. شرايط كشاورزي اين مناطق چندان مطلوب بود كه طي پنج ، شش هزار سال، اقتصادي شكوفا و شهرهاي بسياري را به وجود آورد. در اين محدوده از مصر نيروهاي طبيعت مورد توجه بود و خدايان مصريان باستان كناره هاي نيل به گونه اي با طبيعت پيوند داشتند. شرايط مطلوب كناره هاي نيل آيين ها و آداب خاصي را پديد آورده بود كه بيشتر ازبيم از دست دادن اين شرايط مناسب فراهم مي شد.
  • در همه  شناخت هاي مصر نخست تپه آغازين از دل اقيانوس سر بر مي آورد كه كاهنان چهار مركز بزرگ كيش هر يك مدعي بودند كه معبد آنان بر اين تپه آغازين بنا شده بود. نخستين هرم بي شك هرمي نمادين و نماد نخستين تپه اي بود كه از دل اقيانوس نون سر بر آورد؛ و نيز به پلكان كناره هاي نيل مانند بود پلكاني كه براي اندازه گيري طغيان سالانه نيل به كاري رفت و از آن جا كه هر سال زمين هاي بسياري در طغيان نيل غرق مي شد و ديگر بار پس از نشستن طغيان پديدار مي شد اين تصور پيش آمد كه زمين بر آمده از اقيانوس آغازين نيز روزي به زير طغيان اقيانوس نون فرو خواهد رفت . به همين دليل چهار غوك نر و ماده و خدايان مار سر پاسدار نون بودند. (ورونيكا ايونس ، چاپ اول  1375 ، ص 9 و 10 )
  •  
  • 2-2 هند
  • تمدن هند يكي از كهن ترين تمدنهاي تاريخ جهان است و گستره اساطير آن سراسر دوره تاريخي و پيش از آن را در بر مي گيرد. اساطير هند از اسطور ه هاي غالب سرزمين هاي ديگر -  به ويژه غرب - متمايز و هنوز بخشي از فرهنگ زنده اي است كه  عده كثيري از توده مردم فرهيخته اين سرزمين بدان توجه دارند.
  • در هند آيين ها آشكار و نهان، از اساطير چون ماخذي نمادين براي تشريح انديشه هاي فلسفي بهره جسته اند . تغييرات اجتماعي و فلسفي موجب تحول اين اساطير شده است . علاوه بر آن تلاش كاهنان يا برهمايياني كه در جستجوي قدرت و تأثير نهادن بر توده ها، از اساطير و باورهاي ابتدايي و خدايان كهن همين مردمان ياري جسته اند . (ورونيكا ايونس ،چاپ اول 1373 ، ص 10 و 11)
  •  
  • 2-3 ايران
  •  ايران سرزمين تضادها ي بزرگ است سرزمين بيابانها وجنگلها ،سرزمين كوههاي پربرف ودرههاي سرسبز جغرافيا به ناچار بر فرهنگ تاثير گذاشته وجاي شگفتي نيست كه در ايران شماري از فرهنگ هاي گوناگون وجود دارد كه هر كدام به نوبه خود اسطوره هاي گوناگون را آفريده اند
  • كهن ترين دوره زندگي آريا زماني است كه آرياييان را در پهنه جهان داراي اعتقادات معنوي و روحاني مي بينيم . كه مي توان آنرا طبيعي محض ناميد ، و آن بر حسب نوع زندگي (يعني چادر نشيني ) بود، آنها قواي طبيعت را مانند آفتاب ، آسمان ، آتش و زمين كه به منزله مادري مهربان به حساب مي آمده مي پرستيدند. در برابر اين نيروهاي مفيد ، نيروهاي زيان بخش طبيعت وجود داشته كه مظاهر آنها را مي توان به صورت تاريكي و خشكي و كم باراني مشاهده كرد. (جان هينلز ،سال 1373 ، ص 11 و12 )
  •  
  • شناخت اسطوره آب به معني (مقدس بودن)در تمدنهاي شرق و بين النهرين و مقايسه آنها
  • 1)اساطير بين النهرين ( ايران ، مصر ، هند )
  • 1-1ايران
  • آناهيتا((Anahita (ناهيد ) در ايران به عنوان اسطوره مقدس شناخته مي شود اردوي سور آناهيتا ايزدبانوي همه آبهاي روي زمين و سرچشمه اقيانوس كيهاني است او بر گردونه سوار است كه چهار اسب او را مي كشند (باد ، باران ، ابر و تگرگ) و سرچشمه زندگي و پاك كننده تخمه هرنر و زهدان هر ماده است (نشانه پاك و مقدس بودن ) و بدليل ارتباطي كه با زندگي دارد جنگجويان در نبرد، زنده ماندن را از او طلب مي كنند .
  • ناهيد همواره به صورت يك دختر جوان و برومند و خوش اندام نمايان مي شود و در زمان هخامنشيان از قرب و منزلتي بسيار برخوردار بود و به همراه مهر و اهورامزدا مثلثي را تشكيل مي داد كه اساس دين هخامنشيان را تشكيل مي داد . ( جان هينلز، سال 1373،ص 38 ، 39)
  • 2-1 هند
  • الف:گنگا:گنگا (gengoa)نخستين دختر هياون و منار رود مقدسي است كه سه بار شهررا برهمارا تا قله دور مي زند گنگا برخلاف ميل خود به زمين فرو مي افتد و از درون موهاي شيوا به هفت شاخه تقسيم مي شود و رود گنگ يكي از اين هفت شاخه است . به اعتقاد هندوان گنگا مقدس ترين رود مي باشد و آنجاست كه همه زائران به زيارت مي پردازند و در رود غسل كرده و از گناهان خود پاك بيرون مي آيند و همينكه گنبدها و مناره هاي معابد شهر بنارس را مي بينند از شدت شوق و وجد به سجده مي افتند و خاك بنارس را بر فرق خود مي افشانند . در ساحل شمالي رود غسلهاي بزرگي به نام گات ساخته مي شود كه در آن زوار غسل مي نمايند تا بعد از برگشت به وطن از گناهان گذشته و آينده خود طاهر شوند . ( ورونيكا ايونس ،چاپ اول 1373، ص 25 )
  •      ب: سرسوتي (seir soutia):‌خداي بانوي آبهاي هند رودي است كه از هيماليا و سرزمين كهن آريا به جانب غرب سرازير مي شود 0مي گويند در روزگار كهن اين رود به دليل پاك كنندگي و باروري  و قدرت حاصلخيزي و زلالي و جاري بودن به دريا مورد تكريم قرار داشت . ( ورونيكا ايونس،چاپ اول 1373،  ص 158)
  • 3-1 مصر‌
  • رود نيل(Niel) اسطوره مقدس مي باشد اين رود تاثير همه جانبه بر زندگي مصريان داشت رودخانه مصر را به مثابه خدايي مي پرستيدند و چنان مقامي در اساطير و آينهاي مصري داشت كه هم تراز آن را در مورد رودهاي (لسومر)و(اكو) نمي بينيم دين مصريان بي نهايت سيال است و اسطوره ها و اوصاف خدايان به شيوه اي گيج كننده درهم ادغام شده اند .(ورونيكا ايونس،چاپ اول 1375،  ص 161)
  •  
  • 2) اساطير شرق
  •   چين:
  • اژدها:اژدها در اساطير چين مقدس است و عامل و ريزش باران و نماد خاقاني است اژدها باران آفرين و دربر دارنده  عنصرنرينگي و مثبت جهان يعني يانگ است اژدها رمز ضربآهنگ حيات مي باشد . زيرا اژدها ، نمودار روح يا فرشته آبهاست كه چين و شكنج هاي موزون و هماهنگش به زندگاني ، توشه و مايه مي رساند و تمدن آفريني را ممكن مي گرداند اژدها آبها را گرد مي آورد و موكل باران و بارندگي است به هنگام خشكسالي تصوير اژدها را ترسيم مي كنند و بارش آغاز مي شود در چين ، اژدها ، نشانه آسمان وآب است وهمواره به امپراطور مربوط مي شود كه نمودگار وزن و ضرباهنگ كيهان است و بخشنده باروري به زمين
  • در اساطير چيني كه واجد ساختار فلات قاره اند اژدها مظهر آبها ، همواره از فضايل و مواهب آسماني بيشتري برخوردار است 0باروري مرهون آب ، در منطقه اي فوقاني در ابرها متمركز است  كه به آبهاي روي زمين منتقل ميكنندكه به موجب آنها اقيانوس مبناي هر واقعيت و بخشنده همه نيروها و قدرتهاميشوند واين تقدس را بهتر حفظ ميكنند( حسين ابراهيميان ،مهر و آبان 1381 ،  ص 37 و 38 )
  •  
  • 3) مقايسه اساطير آب (عامل تقدس ) در تمدنهاي شرق و بين النهرين
  • معاني و مفاهيمي كه در مورد تقدس اساطير آب در شرق و بين النهرين مي باشد نشان مي دهد كه در هر دوي اين اديان اساطير آب (به معني اساطير مقدس ) داراي خواص تطهير و پاك بودن مي باشند يعني تجديد حيات (شستن گناهان ) و نشانه باروري است به طور مثال در هر كسي در آب فرو رود مي ميرد و مانند يك كودك بيگناه به دنيا دوباره برمي گردد.
  • ولي شكل اين پاك بودن در اين دو اديان متفاوت است مثلا در مورد اساطير شرق با غسل (فرو رفتن در آب) و يا پاك كردن تخمه مردان و زهدان زنان در هنگام تولد اين تطهير پاكي صورت مي گيرد يعني ذاتا آب عامل تطهير و پاكي است و اكتسابي نيست ولي در چين اين مواهب و پاكيها را به آسمان نسبت مي دهند كه از طريق ابرهايي كه در بالاي منطقه رودها و درياها متمركز شده اند به درياها و رودها منتقل مي شود
  •  تفاوت ديگر اين دو اديان اين مي باشد كه اسطوره آب مقدس در بين النهرين نهادي از زن مي باشد مانند (آناهيتا در ايران ، گنگا در هند و يا نيل در مصر ) ولي در شرق (چين) اين اسطوره نمادي از يك موجود افسانه -اي (اژدها ) كه ويژگي نرينگيش مورد توجه مي باشد .
  •  
  • شناخت اسطوره آب به معني (حاصلخيزي)در تمدنهاي شرق و بين النهرين و مقايسه آنها
  • 1)اساطير بين النهرين ( ايران ، مصر ، هند )
  • 1-1ايران
  •      تشتير(Tesh Tir):در ايران اسطوره اي به نام تشير اسطوره حاصلخيزي آب مي باشد تشير ستاره تابان و شكوهمند‌نخستين ستاره و اصل همه آب ها و سرچشمه باران و باروي است . كه با نبرد كيهاني با اپوشه ديو خشك سالي كه تباه كننده زندگي است درگيري وارد پس از بارش قطرات باران توسط باد به اين سو و آن سو مي رود و دريايي را كه آنسوي قله البرز است تشكيل مي دهد اين دريا چنان عظيم است كه هزاران درياچه را كه عبارتند از چشمه هاي ايزدبانو در ميان مي گيرد اين دريا خود دربردارنده همه زندگي هاست و بسيار را زناك است0( جان هينلز، سال 1373،ص 36و37)
  • 2-1 هند
  • سرسوتي(Seir sotia) : رود سرسوتي خدا بانوي آب و رودي است با همين نام كه از هيماليا و سرزمين كهن آرياييان به جانب غرب سرازير است مي گويند در روزگار كهن اين رود و خدا بانوي آن به دليل پاك كنندگي باروري و قدرت حاصلخيزي و زلالي و جاري بودن به دريا مورد تكريم قرار داشت . سرسوتي خداي بانوي هنرهاي خلاق و شعر و موسيقي در اسطوره ها مي باشد . ( ورونيكا ايونس ،چاپ اول 1373، ص 158 )
  • 3-1مصر
  •       الف) خنوم (Kenoem): خنوم به معني آفرينده و او را خداي آب خنك و يكي از خدايان كهن نخسيتن آبشار نيل در مصر عليا مي دانستند مي گفتند كه نيل در جزيره الفتنين (آسوان ) از جهان زيرين يا دومين اقيانوس نون از طريق دو مغازه به زمين راه مي يابد و بدين سان خنوم با عنصر اوليه حاصلخيزي در مصر پيوند داشت و هم او بود كه آب نيل را به دو بخش تقسيم كرد .
  • مركز اصلي كيش خنوم در جزاير فيله و آسوان قرار داشت و به روزگار فرمانروايي جبر و به هنگامي كه در مصر هفت سال پياپي خشكسالي پديد آمد برميگردد هزار جريب از زمينهاي آسوان  وقف خنوم قرار گرفت و خنوم با آب نيل مصر را از قحطي رها نيد او را با هيات خدايي با دستان گشوده و در حاليكه نيل از دست او جاري است ترسيم كرده اند . ( ورونيكا ايونس،چاپ اول 1375،  ص 166)
  • ب) حاپي(Hupi) :حاپي خداي نيل مي باشد تلفيقي از خداي جهان حاصلخيزي و طغيان مي باشد . حاپي آبيار چراگاههاي گله ، گاوهاي رع و انسان ، فراهم كننده آب واحدهاي بيابان ، فرو برنده شبنم از آسمان مي دانستند حاپي در اين روايت پاسدار و سرور خدايان زميني حاصلخيزي و آفرينش و روزي بخش مردمان و نگهدارنده نظم خدايي است . حاپي به هيات مردي با ريش آبي يا سبز و داراي سينه زنانه كه نهاد حاصلخيزي است ترسيم مي كردند . ( ورونيكا ايونس،چاپ اول 1375،  ص 168)
  •  
  • 2) اساطير شرق
  •  چين
  • در چين به اساطيري كه نقش حاصلخيزي را داشته باشند توجه چنداني نشده است . چون تمام رودهاي چين مانند (رود زرد ) رودهاي پرآب بوده و بيشتر با طغيان و سيلهاي بزرگ همراه بوده و چون خشكسالي در چين كمتر به وقوع مي پيوست آنها نمادي براي حاصلخيزي آبها نداشتند .
  •  
  • 3) مقايسه اساطير آب (عامل حاصلخيزي ) در تمدنهاي شرق و بين النهرين
  • معاني و مفاهيمي كه از اين دو تمدن مي توان استخراج كرد بدينگونه است كه آب در اديان بين النهرين به علت خصوصيات اقليمي كه وسعت زيادي از سرزمين با كمبود آب مواجه بوده است و خشكساليهاي طولاني مدت در ايران ، مصر و هند ، بوجود مي آمد در نتيجه نياز به اسطوره اي براي آفرينش آب و حاصلخيز كردن سرزمين بيشتر مورد توجه قرار مي گرفت ولي در اديان شرق (چين ) اين موضوع كاملا به صورع برعكس نمايان مي شود و بدليل حاصلخيز بودن زمينهاي چين با كمبود آب مواجه نبوده و نمادي براي حاصلخيزي آبها نداشتند . در نتيجه تقدس در مورد اساطير بين النهرين بيشتر از اديان شرق بوده و مراسم و آيين هايي براي تكريم و سپاس از اساطير رودها براي حاصلخيز شدن زمينها انجام مي شد كه در باور مردم بسيار تقدس يافته بود .
  •  
  • شناخت اسطوره آب به معني (عامل طغيانگر)در تمدنهاي شرق و بين النهرين و مقايسه آنها
  • 1)اساطير بين النهرين (مصر ، هند )
  • 1-1هند:
  • الف) انيدرا (Enidra):انيدراخداي توفان و پديد آورنده رعد است آنچه غالبا در تنديس ها و تصاوير انيدرا در دست راست او ديده مي شود  سلاح رعدآفرين نام دارد انيدرا را به هيات شاه آريايي جنگ جو با پوستي زرين و سوار بر اسب يا ارابه طلايي كه دو اسب كهربا با بال دام آويخته و افشان آن را مي كشند تصوير شده است .
  • اسطوره باران و شكست دهنده اهريمن خشكسالي نزد دهقان هند از مقامي بزرگ برخوردار مي باشد .  ( ورونيكا ايونس ،چاپ اول 1373، ص 144 )
  •      ب)شيوا(Shivo): يكي از خدايان سه گانه هند است شيوا خدايي سرخ طوفان ها و آذرخش ، خدايي دهشتبار ساكن كوهستان ها و خداي طبابت است . ( ورونيكا ايونس ،چاپ اول 1373، ص 148 )
  • پ)رودره(Rouddere) : رودره به معني غرنده از خدايان كوچك توفان و بادها مي باشد و گاه تجسم زمينه هاي مختلفي از وحشتبازي و نيكوكاري مي باشد رودره ترسبار چون مردي سرخرنگ يا تيره خام بدخو، كشنده ، غرنده چون حيواني وحشي و سوار بر گراز ترسيم مي شود و خدائي غارتگر و سرور دزدها و تيراندازان آسماني است . . ( ورونيكا ايونس ،چاپ اول 1373، ص152 )
  • 2-1مصر:
  • الف)ساتيس(Satiss):مركز كيش ساتيسي (ساتت يا ساتي ) در جزيرة سحيل در نزديكي آبشار نيل و اين خدا بانو جاي حكت را غصب كرد . و دومين خود تثليث جزيرة آسوان و خدابانو پديده آورندة طغيان نيل شد . ساتيس را در حالت جاري ساختن آب نيل ، بيرون از بستر خود  ترسيم كرد ه اند . ( ورونيكا ايونس،چاپ اول 1375،  ص 175)
  • ب)حاپي (Hapi):حاپي در نقش خدا طغيان گر ظاهر شده و چنين بود هر سال مرا سمي آئين تشيع كالبد او  به هنگام طغيان نيل برگزاري شد .حاپي در اين روايت تجسم آب نيل و اوزيريس نماد حاصلخيزي آن بود. و علت طغيان را بدليل ريختن خوي پليد افراد در داخل رود نيل مي دانستند. ( ورونيكا ايونس،چاپ اول 1375،  ص 168)
  •  
  • 2) اسطوره هاي شرق
  • چين
  • رودها و نهرهاي چين را هر يك خدا و روحي خاص خويش است . بزرگترين رودخدا (هوبو)نام دارد كه نام ديگر او بينگ اي و خداي رود زرد است .
  • الف) رود زرد:در گذشته رود زرد را خداي چين مي دانستند . مسافراني كه از رودهاي بزرگ چين و به ويژه رود زرد مي گذشتند در كنار رود فرباني مي دادند و دادن نذورات ساليانه از وظايف مهم ساكنين سواحل رود بود . اين اسطوره ها از قدمت مسائلي چون خطر سيل و توفان و خشكسالي سخن مي گويند و هنوز هم اين مسائل از مشكلات بزرگ مردم اين ديار است و به باور مردم طغيان رودها ، در اين اسطوره ها پاسخ گناه وخطا كاري است( حسين ابراهيميان ،مهر و آبان 1381 ،  ص 39 )
  • ب) يو(You) : اسطوره اي است كه مقداري خاك جادويي از هوانگ وي گرفته و با آن خاك سرچشمه رودها رابسته و كوه هايي براي جلوگيري از سيل ايجاد مي كند در كوه ها سوراخهايي بزرگ براي عبور آب ها پديد آورد و آب ها را به سوي درياها هدايت كرد . بدين ترتيب زمين را از خطر سيل و طوفان نجات داد.( حسين ابراهيميان ،مهر و آبان 1381 ،  ص 42و43 )
  •  
  • 3) مقايسه اساطير آب (عامل طغيانگري ) در تمدنهاي شرق و بين النهرين:
  • تقريباً همه روايات طوفان به تصور ناپديد شدن نوع بشر در آب و تأسيس دوراني نو با بشريتي نوين مربوط مي شود دوراني بر اثر نوع فاجعه اي از بين مي رود. و زمانه اين گونه انسانهاي نو برآن چيره اند آ‎غاز مي گردد.
  • نكته جالب توجه اين است كه مكانهايي كه در طبيعت آب به صورت طغيانگر وجود ندارد و يا اثرات آن بسيار ويرانگر نيست نوع بشر توسط عناصر ديگري نابود مي شود. به عنوان مثال گر چه آبهاي سيلابي نيل گاهگاهي بيش از حد بالا مي آمد، اما در زندگي مصريان پديده اي كه بتواند همسنگ سيلابهاي ويرانگر دجله و فرات باشد روي نمي داد. از اين رو اساطير مصر به اسطوره اي كه چنين نابودي نوع بشر به وسيله سيل باشد برخورد نمي كنيم . ولي در بين النهرين رودهايي همچون سند و گنگ ودجله و فرات به نوعي طغيانگر بودند و براي جلوگيري از طغيان اين رودها هر ساله مراسمي براي تكريم رود بر پا مي شد و نزورات و پاداشهايي نيز به اسطوره هاي طغيان رودها داده مي شد اين كار در تمدنهاي شرق بيشتر به چشم مي خورد زيرا طغيان رودها مسئله اصلي در چين بوده تا جايي كه اسطورة يو مهار كننده طوفان و سيلابهاي رودهاي چين مي باشد .
  •  
  • نتيجه گيري
  • اساطير آب در هر قسمتي به نوعي ظاهر گشته است و به لحاظ تأثير گذاريشان بر زندگي مردمان در هر تمدني مورد توجه بوده اند اما ويژگيهاي آن بدليل كار كرد ، مفهوم ،‌شرايط تاريخي ، جغرافيايي و اقليمي و فرهنگي و نحوه معيشت مردم شكلي خاص به خود گرفته است . در ايران به لحاظ خشكسالي و كمبود شديد آب ، اسطورة آناهيتا ازتقدس و اهميت ويژه اي پيدا مي كند و باعث مي شود كه آب در ايران مظهر تقدس و پاكي شود و مورد پرستش قرار گيرد. اما اين تقدس در تمدنهاي شرق مانند چين ديده نمي شود به لحاظ اينكه كمتر دچار خشكسالي مي شدند.
  • اما در چين به علت وجود رودهاي متعدد براي هر رود خدايي وجود دارد طغيان رودها در اديان شرق مسأله اصلي بود تا جايي  كه اسطوره هايي براي مهار طوفان و سيلابهاي رودهايشان داشتند ولي در اديان بين النهرين اين موضوع اهميت كمتري داشته و طغيانهاي رودهاي دجله وفرات بيشتر از بقيه رودها بين النهرين مي باشد.
  • اساطير آب در مصر نشأت گرفته از رود نيل مي باشند نيل به لحاظ تأثيري كه بر حاصلخيزي منطقه مي گذارد طغيان آن مورد توجه است . مردم و تكريم و تقديس بسيار به آن مي دادند. همان تقدس و تكريم در هند براي اسطورة رود گنگ مي بينيم ولي اين رود علاوه بر تقدسش به دليل طغيانهاي زيادش باعث ترس و وحشت مردمان هند مي شد و دليل آن را به علت ناپاكي و گناه مردمان كنار ساحل مي دانستند كه باعث خشم اساطير رود گنگ مي شد.
  • در ايران هيچ رودي مقاوم ارزش رود زرد يا گنگ و يا نيل را ندارد و عامل تقدس اهميت ويژگي دارد و به گونه اي كه با غوطه ور شدن در آب و خروج از آب تكرار عمل تجلي صورت در آفرينش كيهاني ، پيوند با آب ، همواره متضمن تجديد حيات است زيرا از سويي در پي هر انحلالي (ولادتي نو ) هست .
  •  
  • منابع
  •    اساطير هند، نوشته ورونيكا ايونس، ترجمه باجلان فرخي، انتشارات اساطير چاپ اول، 1373 .
  •    اساطير مصر، نوشته ورونيكا ايونس، ترجمه باجلان فرخي انتشارت اساطير، چاپ اول 1375 .
  •    رسالة در تاريخ اديان، نوشته مير چاالياده ترجمه جلال ستاري، انتشارات سروش سال 1373 .
  •    اسطوره هاي ايراني، نوشته وستا سرخوش كوتيس ، ترجمه عباس مخبر، نشر مركز چاپ اول 1373 .
  •    شناخت اساطير ايران نوشته جان هينلو، ترجمه ژاله آموزگار و احمد تفضلي،‌ نشر آوشيق، سال 1373 .
  •    حسين ابراهيميان، اساطير چين ،‌كتاب ماه هنر ، مهر و آبان 1381
  •    ركس وارنر، قهرمان در اساطير جهان، ترجمه دكتر ابوالقاسم اسماعيل پور، كتاب ماه هنر، مرداد و شهريور    1380                                                                   
    ***(کارشناسی ارشد معماری منظر از دانشگاه تهران) GhavamPour[at]Landscape[dot]ir


    به نقل از                                                     http://www.landscape.ir/index.php?option=com_content&task=view&id=334&Itemid=65 

  • MY SEMINARS.IR  ::  MY DOCUMENTS.IR  ::  KASBOKAAR.COM