فرش گل
ارايه کننده: سحر میرشاهی | در تاريخ : September 21, 2007 | موضوع :
علوم فني - مهندسي | تعداد بازديد : 2232 | امتياز :
سيده ندا قاضي زاده (دانشجوی دکتری معماری) نفوذ عناصر باغ در ساير هنرها : در تصورايرانيان، باغ نافذترين تصوير است .چنين تصويري در طي قرون در فرهنگ ايراني وجود داشته و به وسيله مناظر، توصيف آن ها در تاريخ، مذهب و به خصوص ريشه عميق موجود در رسم و سنت انديشه و شعر صوفيانه شكل گرفته است .
مناظر اين باغ در همه ي جهات و سطوح زندگي برجسته به نظر مي رسد . باغ ها يك نوع زبان معنوي، فهم جهاني و سريعترين راه براي رسيدن به ذات روح و ذهن بشر هستند گاهي اين زبان به عنوان تصويري از گل هل ظاهر مي شوند. نه تنها كنايه "زبان گل ها " به طور مستقيم در ادبيات غرب ظاهر شده است ،اما ظاهرا در ايران فاقد اهميت و يك مرجع پايدار به خود گل هاست .در باغ كلاسيك ايراني اين منبع به صورت طبيعي و تصادفي در گل ها به چشم مي خورد . گل ها به دو صورت معمولي و خاص وجود دارند . اطلاعات در مورد اينكه كدام يك از گل ها بومي خود ايران است و كدام يك بعدها وارد و پرورش يافته اند بسيار ناچيز است .
ادامه مطلب به همراه تصاویر
بعضي براي تطبيق با محيط و شرايط اقليمي و بعضي ديگر در اثر پيوندهاي مختلف تغييراتي نسبت با اصل خود پيدا كرده اند .برا ي مثال گل رز كه گل سرسبد گل هاست تاريحچه اي نامعلوم دارد . ظاهرا ريشه ي گل رز صورتي (گل محمدي ) كه در غرب وجود دارد يك گياه بومي ايران است . ريشه ي اصلي اين گل منقرض گشته اما گل محمدي در طي قرن ها پرورش يافته است . به خصوص در استان فارس و در اطراف كاشان و از آن براي تهيه عطر استفاده مي شود . گل محمدي زماني كه گلبرگ هايش را گشوده باشد آنچنان زيباست كه آرزوي عمر خيام اين بوده است كه سرتاسر مقبره اش پوشيده از گلبرگ هاي آن باشد، همچون مقبره ادوارد فيتز جرالد در روستاي بولگنزديك وود بريدج در سافالك.
ياس معطر صورتي ،اين پيچك با شكوه از ديگر گل هاي بومي ايران است .نوعي از آن كه در اصفهان وجود دارد عمرش به ذوران صفويه مي رسد . نوع ديگر آن در تهران به اندازه اي رشد كرده است كه به راحتي بيست و پنج نفر در زير آن مي توانند بنشينند.
گياه ديگر گل زرد نام دارد كه البته با رزهاي فوترامتفاوتند . اين رزها در قرن شانزدهم از ايران به اروپا وارد شده اند.
تاريخچه نسل اوليه گل نرگس كه به اندازه گل رز محبوب است نيز تا اندازه اي مبهم است . در فارس زماني كه سطح آب بالا است چمنزار وسيعي از گل نرگس نمايان مي شود .به سختي مي توان گفت كه زادگاه اصلي گل نرگي كه براي فرن ها در ايران كاشت مي شود ،كشور ايران است ، چرا كه چيني ها آنرا nai - giو انگليسي هاnarcissus مي نامند ريشه يوناني آن narkissos نيز بسيار به واژه فارسي "نرگس " نزديك است .
اين يك حقيقت به ثبت رسيده است كه بسياري از گياهان به عنوان پيشكش و هديه به پادشاهان وارد ايران شده اند . مانند گل صدتوماني و گليسن كه ازچين وارد شده اند .
از نظر بيشتر مردم اهميت ذات و ماهيت گل كمتر از وجود خود گياه است .
در هنرهاي ايراني همچون معماري، پارچه بافي و حتي رنگ مركب در كتاب ها بيشتر از رنگ هاي مشعشع و تابان استفاده شده است در ايران ( بر خلاف هميشه ) رنگ هاي به كار رفته در تزئينات موزائيك هاي ديوارها و گنبدها، روكش ها و نقوش قالي كم و بيش خلاصه شده رنگ هاي موجود در گل هاست .
نقش "چهارباغ " يكي از نقوش قديمي فرش است كه طرح اوليه اش به زمان صفويه بازمي گردد .اين طرح به دنبال ساير نقوش ايراني كه از باغ الهام گرفته اند شكل گرفته است ،به چهار و گاهي قسمت هاي كوچكتر تقسيم مي شود .در اين نقش استخر، كوشك مركزي، در ختان، گل هاي متنوع، ماهي هاي نهرها و پرندگاني كه در ميان شاخ و برگ درختان قرار دارند، ديده مي شود .
امروزه اطلاعات ما درباره نقاشي قديمي ايران بسيار ناچيز است، اما طرح هاي حك شده بر روي فلزات، سراميك، گچ و سنگ ها به ما مي گوييد كه چه نوع نقاشي در عهد عتيق مورد پسند مردم بوده است . در اين طرح ها خدايان و شخصيت ها با نقوش اسليمي، صحنه هاي شكار و يا تركيبي از گياهان الهام گرفته از طبيعت احاطه شده اند .
اين تصاوير كه به زحمت نقش شده اند داراي تاريخچه اي عظيم هستند .آن ها از تزئينات قصرهاي خلفاي عرب الهام گرفته اند. گچ بري ها و موزائيك كاري هاي دوران اموي در كيربات المفجر و نقاشي هاي ديواري در غار حيرال غربي كه هر دو در نيمه دوم قرن هشتم ميلادي ساخته شده اند برگرفته از هنر ايراني هستند .
در قرن نوزدهم هنوز هنر باغسازي ايران در سيسيل ديده مي شد كه مربوط به دوران تسلط اعراب بر اروپا است .در طرح مينياتورهاي موجود در كتب بي نظيري كه براي پادشاهان كشيده شده است نيز تصوير باغ ها از نقوش اصلي است .
شاهنامه بزرگ فردوسي ( قرن چهارم سروده شده است)، مملو از صحنه هايي از گل ها و باغ هاست كه با مينياتورهايي از باغ ارائه شده است. نفيس ترين آن كتابي است با دويست و پنجاه نقاشي كه به فرمان پادشاه صفوي شاه عباس براي پسرش شاه طهماسب كشيده شده است .در اين كتاب نقاشي هايي از صحنه هاي بزرگ شكار و ميدان هاي عظيم نبرد رسم شده است كه بسيار شبيه به باغ هايي است كه در قاليچه ها مي بينيم. اين تصاوير شبيه باغ هايي كه در افسانه هاي آن زمان وجود داشته اند مانند افسانه خسرو و شيرين هستند.
با اين رابطه، طبيعي است كه باغ جهاني براي تشبيه در اشعار عرفاني مولانا و سعدي در قرن هفتم و حافظ در قرن هشتم باشد . فرم پيچيده اين اشعار با توجه به انعطاف موجود در زبان از باغ هاي خيالي الهام گرفته شده است . اين شعرا داراي ابزارهايي بودند كه براي كمال شعر و غني سازي معنا از آن استفاده مي كردند . چنانچه نظامي در قرن ششم در گنبد مشكي(هفت پيكر) مي نويسد .
روضه اي ديدم آسمان زميش نرسيده غبار آدميش
صد هزاران گل شكفته در او سبزه بيدار و آب خفته در او
هر گلي گونه گونه رنگي بوي هر گل رسيده فرسنگي
زلف سنبل به حلقه هاي كمند كرده جعد قرنفلش را بند
لب گل را بگاز برده سمن ارغوان را زبان مزيده چمن
گرد كافور و خاك عنبر بود ريگ زر سنگلاخ گوهربود
چشمه هاي روان به سان گلاب در ميانش عقيق و در خوشاب
چشمه اي كاين حصار پيروزه كرده زوآب و رنگ دريوزه
ماهيان در ميان چشمه آب چون درمهاي سيم در سيماب
كوهي از گرد او زمرد رنگ بيشه كوه سرو و ساج و خدنگ
همه ياقوت سرخ بد سنگش سرخ گشته خدنگ از رنگش
صندل و عود هر سويي بر پايي باد از او عود بوي و صندل ساي
حور سر در سرشتش آورده سرگزيت از بهشتش آورده
ارم آرام دل نهادش نام خوانده مينوش چرخ مينا فام
من كه دريافتم چنين جايي شاد گشتم چو گنج پيمايي
از نكويي در آن عجب ماندم بروي الحمدللهي خواندم
گرد بر گرد از نشيب و فراز ديدم آن روضه ديده نواز
ميوه هاي لذيذ مي خوردم شكر نعمت پديد مي كردم
عاقبت رخ بردم از شادي زير سروي چو سرو آزادي
تا شب آن جايگاه قرارم بود نشدم گر هزار كارم بود
اندكي خوردم اندكي خفتم در همه حال شكر مي گفتم
در اين شعر تلاش انسان براي رسيدن به طبيعت نشان داده شده است . نقش باغ هاي ايراني ستودن شكوفايي گلهاست، اين همان دليلي است كه باعث مي شود مردم گل ها را جمع آوري كنند، در حياط ها و گلدان ها بكارند، يا حتي با كاشتن يك درخت يا يك گلدان شمعداني رنگارنگ و يا پهن كردن قالي رنگين از گل ها در درختان فضاي تفريح و تفرج خود را معين كنند.
جين كاردين مي گويد :"ايرانيان به اندازه ما در باغ قدم نمي زنند؛ و خود را با تماشاي مناظر و تنفس در هواي آزاد راضي مي كنند ." ايرانيان باغ ها را براي تازه كردن روح شان مي سازند اين قسمتي از ذهن است كه هرگز يك انگليسي نمي تواند آنرا مانند دانل تريس محقق آمريكايي كه ده سال در باغ هاي ايران زندگي كرد، شرح دهد:"در روبروي خانه هاي ايراني يك حياط به اندازه زمين تنيس سنگفرش شده وجود دارد كه نيم دوجين درخت قديمي روي آن سايه انداخته اند، .منطبق با كناره ديواره حوض افقي قرار مي گيرد در كنار آن به اندازه صد فوت چمنزار و در بين يك راه شني كه با پرچين احاطه شده است كشيده مي شد.در انتهاي مسير درخت افلاطوني بلند كه به شكل درخت گردو اسي و شاخه هاي آن همچون بادبزن در آسمان مي رود قرار مي گرفت .از كنار اين درخت، مسيري آغاز مي شد كه اصلي ترين محور در حياط است در يك چهارم مايلي درخت سرو قديمي رشد كرده و مابين آنها چمن كاشته مي شود .باغبانان نيز در چپ و راست و انتهاي تاكستان قرار مي گيرند .
اگر روي ايواني كه در انتهاي باغ بود بروي مناظري از حياط سنگفرش شده، استخر، چمنزار، درختان گردو و در سرانجام درختان سرو به صف كشيده شده در اطراف مسير، در زير پايت قرار مي گيرد .همچون يك قطعه كامل از يك موسيقي و يا يك متن كامل از يك كتاب هنوز هم ناب و بي همتاست و بعد از مدتها همچنان زيبايي و نظم خود را حفظ كرده است ."
Ghazizadeh@Landscape.ir
این مقاله ترجمه فصلی از کتاب زير می باشد.
Khansari,M (1998) The Persian Garden; Mag Publisher, Washington