نرم نشانههاي عصبي در زندانيان مرد
ارایه کننده : سحر ميرشاهي | در تاريخ : January 28, 2007 | موضوع : روانشناسي | امتياز :
دكتر مريم نوروزيان، دكتر سيدوحيد شريعت، دكتر سيدمحمد اسعدي، دكتر اميد يحييزاده، دكتر مهدي پاكرواننژاد، دكتر شاهرخ آقايانچكيده مقدمه: نظر به اهميت رابطه اختلالهاي رفتاري با اختلالهاي مغزي در اين بررسي فراواني نرمنشانههاي عصبي (NSS) و حوزههاي گوناگون آن در مردان زنداني و گروهي از مردان غيرزنداني مقايسه شده است. مواد و روشكار: در يك بررسي مقطعي- توصيفي 351 مرد زنداني (شامل 54 مورد جرايم مالي، 74 مورد جرايم خشن، 71 مورد جرايم غير خشن، 72 مورد جرايم مربوط به اعتياد و 80 مورد جرايم منكراتي) بهتصادف انتخاب شده، بهكمك پرسشنامه ويژگيهاي جمعيتشناختي و مقياس ارزيابي عصبي با 80 نفر مرد غيرزنداني از نظر نرم نشانههاي عصبي مقايسه شدند. يافتهها: نمرة كل NSS در گروه زنداني بيشتر از گروه غيرزنداني بود. اين تفاوت بيشتر در زيرمقياسهاي تماميت حسي، حركات چشم و بازتاب گلابلا ديده شد. زيرگروههاي غير خشن، اعتياد و مالي بيشترين، و زيرگروه خشن كمترين تفاوت را با گروه غيرزنداني داشتند. نتيجهگيري: نميتوان انتظار الگوي ثابتي از رابطه NSS و نوع جرم در جوامع مختلف داشت. كليدواژه: نرمنشانههاي عصبي، زنداني، جرم، دست برتري
آنالیزهای روان درمانی بین مسلمانان و مسیحیان
ارایه کننده : سحر ميرشاهي | در تاريخ : October 20, 2006 | موضوع : روانشناسي | امتياز :
 دکتر کیانوش هاشمیان
In the earliest societies, the responsibility for all types of healing resided with the religious leaders of the community. It is only in the past few decades that there has been a rapprochment, with an increasing interest in the way in which religious experience and psychotherapy interact.
شيوع مصرف مواد در دانشآموزان دبيرستاني شهر رشت
ارایه کننده : سحر ميرشاهي | در تاريخ : January 28, 2007 | موضوع : روانشناسي | امتياز :
دكتر كيومرث نجفي، دكتر فرهاد آوخ، دكتر سيدمحمد رسول خلخالي، دكتر فاطمه نظيفي، حسن فرهي، دكتر مقصود فقيرپور چكيده مقدمه: اين بررسي با هدف تعيين شيوع مصرف مواد در دانشآموزان دبيرستاني شهر رشت انجام شده است. مواد و روش كار: اين پژوهش به روش توصيفي– مقطعي انجام شد و آزمودنيهاي پژوهش1474 دانشآموز دبيرستانهاي شهر رشت بودند كه در سال تحصيلي 83- 1382 به شيوهي نمونهگيري خوشهاي انتخاب شدند. ابزار گردآوري دادهها پرسشنامهاي بود كه پس از انجام بررسي راهنما براي بررسي مصرف مواد تدوين گرديد. پرسشنامهها بهصورت خودگزارش پاسخ داده شدند. دادههاي گردآوري شده بهكمك روشهاي آمار توصيفي و آزمون آماري خيدو تحليل گرديدند. يافتهها: شيوع طول عمر دستكم يكبار مصرف يك ماده با احتساب سيگار 3/23% و بدون آن 1/13% و در دختران و پسران با احتساب سيگار بهترتيب 4/14% و 32% و بدون در نظر گرفتن سيگار بهترتيب 2/6% و 7/19% بود. فراواني نسبي دستكم يكبار مصرف هريك از مواد در طول عمر به اين ترتيب بود: سيگار 3/18%، الكل 6/12%، ترياك 4/1%، حشيش 3/1% ، اكستازي 7/0% و هرويين 3/0%. بيشترين انگيزهي نخستين مصرف مواد، ارضاي حس كنجكاوي بيان شد. بين مصرف مواد و جنس آزمودنيها ارتباط معنيدار آماري وجود داشت. نتيجهگيري: مصرف سيگار و الكل در دانشآموزان دبيرستاني شهر رشت شايع است و شيوع آنها در دانش آموزان پسر بيشتر ميباشد. كليدواژه: همهگيرشناسي، مصرف مواد، الكل، دانشآموزان دبيرستاني، رشت
غربالگري اختلالهاي رواني در مهاجران افغان مقيم تهران
ارایه کننده : سحر ميرشاهي | در تاريخ : January 28, 2007 | موضوع : روانشناسي | امتياز :
دكتر مهرداد محمديان، محبوبه دادفر، دكتر جعفر بوالهري، عيسي كريمي كيسميچكيده مقدمه: هدف پژوهش حاضر غربالگري اختلالهاي رواني مهاجران افغان مقيم تهران در سال 1381 بود. مواد و روشكار: در اين پژوهش 453 نفر (227 مرد و 226 زن) از مهاجران افغان با روش نمونهگيري خوشهاي از مناطق مختلف تهران انتخاب شدند. ابزارهاي پژوهش شامل فرم ويژگيهاي جمعيتشناختي، پرسشهايي در زمينه سوءمصرف مواد، افكار و اقدام به خودكشي و فرم 28 سؤالي پرسشنامه سلامت عمومي بود كه توسط پرسشگران افغاني ساكن تهران تكميل شد. تحليل دادهها بهكمك آزمونt و تحليل واريانس يك عاملي انجام گرفت. يافتهها: نتايج نشان داد كه ميزان شيوع اختلالهاي رواني در مهاجران افغان 6/55% (9/19% مردان و 7/35% زنان) ميباشد. ميزان اختلال كاركرد اجتماعي، اضطراب و نشانههاي جسماني بالاتر از افسردگي بود.10% از مهاجران سيگار و 4% سوءمصرف مواد را گزارش كردند. 4% افكار خودكشي و 2% اقدام به خودكشي داشتند. در اين بررسي رابطه معنيداري بين اختلالهاي رواني و ويژگيهاي جمعيتشناختي بهجز تعداد افراد خانوار ديده شد. بين اختلالهاي رواني و روش سكونت (متمركز و غيرمتمركز) رابطه معنيدار ديده شد، ولي با طول مدت اقامت در ايران، نوع و دليل مهاجرت و محل سكونت رابطه معنيدار وجود نداشت. نتيجهگيري: ميزان اختلالهاي رواني در مهاجران افغان مقيم تهران بالاست. كليد واژه: مهاجران افغان، اختلالهاي رواني، پرسشنامه سلامت عمومي-28
عدم پذيرش رژيم دارويي در بيماران مبتلا به اسكيزوفرنيا
ارایه کننده : سحر ميرشاهي | در تاريخ : January 28, 2007 | موضوع : روانشناسي | امتياز :
حسين نامدار، حسين ابراهيمي، مهين يزداني، عبدالرسول صفائيان چكيده مقدمه: اين پژوهش با هدف بررسي عوامل موثر در عدم پذيرش رژيم دارويي در بيماران مبتلا به اسكيزوفرنيا از ديدگاه پرستاران، بيماران و خانواده آنان انجام شد. مواد و روشكار: در اين پژوهش توصيفي- مقايسهاي 60 بيمار، 60 نفر از اعضاي خانواده آنان و 33 پرستار بهروش نمونهگيري در دسترس انتخاب شدند. ابزارگردآوري دادهها، پرسشنامهاي بر پايه الگوي باور بهداشتي بود. تحليل دادهها بهكمك روشهاي آمار توصيفي، آزمون تحليل واريانس يكطرفه و شفه انجام شد. يافتهها: اين بررسي نشان داد كه ميانگين درك فردي از استعداد به بيماري، شدت بيماري و فوايد رژيم دارويي در پرستاران بالاتر از بيماران و خانواده آنان و ميانگين درك فردي از موانع پذيرش رژيم دارويي در خانواده بيماران بالاتر از بيماران و پرستاران ميباشد. تفاوت معنيدار آماري در ميانگين درك فردي از موارد ياد شده بين پرستاران و بيماران و بين بيماران و خانواده آنان وجود داشـت ولي بين پرستاران و خانواده بيماران اين تفاوت معنيدار نبود. نتيجهگيري: درك بيماران مبتلا به اسكيزوفرنيا از شدت بيماري خود بر پذيرش رژيم دارويي تأثير دارد. كليدواژه: عدم پذيرش، اسكيزوفرنيا، پرستار، خانواده
مقايسة افسردگي و شاخصهاي رضايتمندي در خانوادههاي داراي فرد فوت شده مرگ مغزي در دو گروه اهداكننده و غيراهداكننده اعضا
ارایه کننده : سحر ميرشاهي | در تاريخ : January 28, 2007 | موضوع : روانشناسي | امتياز :
دكتر سيد امير حسين توكلي، دكتر مريم رسوليان، دكتر مهدي قدري گلستاني چكيده مقدمه: زندهبودن شماري از اعضاي بدن فرد فوتشده بهدليل مرگ مغزي، شايد خانواده وي را در پذيرش فوت و گذار از مرحله انكار سوگ دچار مشكل نمايد. از اين رو پژوهش حاضر با هدف مقايسه افسردگي در دو گروه بستگان افراد دچار مرگ مغزي (اهداكننده و غيراهداكننده اعضا) و شاخصهاي رضايتمندي آنها از نظام درماني انجام شد. مواد و روشكار: اين پژوهش از نوع توصيفي– مقطعي است، آزمودنيها، بستگان درجه اول افراد فوت شده مرگ مغزي بودند. 54 نفر از 27 خانواده اهداكننده و 104 نفر از 58 خانواده غير اهداكننده به روش نمونهگيري در دسترس در پژوهش شركت كردند. اين افراد يكي از بستگان درجه اول خود را طي سالهاي 1380 و 1381 در استان تهران، به دنبال مرگ مغزي از دست داده بودند. براي گردآوري دادهها پرسشنامه ويژگيهاي جمعيتشناختي و پرسشنامه افسردگي بك بهكار برده شد. دادهها بهكمك روش هاي آمار توصيفي تحليل گرديدند. يافتهها: در 4/20% افراد خانوادههاي اهداكننده و 3/17% افراد خانوادههاي غير اهداكننده افسردگي ديده شد اما تفاوت اين دو از نظر آماري معنيدار نبود. مقايسه ميزان افسردگي والدين اهداكننده و والدين غيراهداكننده همچنين همسران و فرزندان دو گروه تفاوت معنيدار نشان نداد، ليكن بستگان اهداكننده، پديده اهداي اعضا را در كاهش غم از دست دادن متوفي در 66% موارد كاملاً و در 32% موارد تا اندازهاي مؤثر ميدانند. نتيجهگيري: اهداكنندگي بر ميزان افسردگي بعدي و سير سوگواري بستگان فوتشدگان مرگ مغزي تأثيري ندارد.
كليدواژه: اهداي عضو، مرگ مغزي، افسردگي، سوگواري، خانواده
ساختارهاي معناگذاري/طرحوارهها، حالتهاي هيجاني و پردازش شناختي اطلاعات هيجاني: مقايسه دو چارچوب مفهومي
ارایه کننده : سحر ميرشاهي | در تاريخ : January 28, 2007 | موضوع : روانشناسي | امتياز :
دكتر لادن فتي، دكتر بهروز بيرشك، دكتر محمدكاظم عاطفوحيد، دكتر كيت استفان دابسونچكيده مقدمه: اين پژوهش بهمنظور تعيين نقش طرحوارهها، حالتهاي هيجاني زودگذر و تعامل آنها در حافظه كلمات هيجاني و همچنين آزمودن فرضيه توصيفي ”اختصاصي بودن“ در نظريه شناختي انجام شده است. مواد و روشكار: 150 آزمودني در 5 گروه 30 نفري كه بر پايه ابتلا يا عدم ابتلا به افسردگي و اضطراب باليني و پيشباليني و نيز داشتن يا نداشتن طرحوارههاي ناكارآمد، انتخاب شده بودند، در يك طرح اندازهگيري مكرر مورد القاي چهار حالت هيجاني مختلف قرار گرفته، سپس حافظه آنها در مورد ويژگيهاي خود- ارجاع داراي چهار بار هيجاني مختلف اندازهگيري شد. يافتهها: يافتههاي اين پژوهش نشاندهنده تأثير گروه آزمايشي و القاي هيجان در حافظه كلمات داراي بار هيجاني و نيز نشاندهنده اثر تشديد كننده حالت هيجاني در تلفيق با گروه آزمايشي در زمينه ايجاد سويمندي حافظه بود. نتيجهگيري: اين بررسي نشان داد كه هم طرحوارهها و هم شرايط هيجاني وابسته به موقعيت ميتوانند سويمندي حافظه را ايجاد نمايند. يافتههاي پژوهش حاضر هم با نظريه شبكه پيوندي و هم با نظريه ساختارهاي معناگذاري/ طرحواره همسو است، هر چند كه فرضيه توصيفي اختصاصي بودن را كاملاً تأييد نكرده، شواهدي از وجود سويمندي حافظه در افراد بهنجار و فاقد طرحوارههاي ناكارآمد نيز بهدست ميدهد. كليدواژه: نظريه شناختي طرحواره، نظريه شبكه پيوندي، الگوي سهبخشي اضطراب و افسردگي، اضطراب، افسردگي، حافظه
روان درمانی در ایران
ارایه کننده : سحر ميرشاهي | در تاريخ : October 15, 2006 | موضوع : روانشناسي | امتياز :
دکتر سعید شاملومتن انگلیسی روان درمانی در ایران Historical Background Iran in ancient times was called Persia, Aria or Pars. The Iranian civilization goes back to almost 7000 years. The Persian empire, according to Horodotus the"Father of History" in his great historical book called " Histories" (479-490 B.C.) dates back to 2500 years ago.During those centuries, Iran was advancing in arts and sciences. Although there is not much written history before the emergence of Islam in Iran, but from the teachings of prophet Zoroaster or Zarathustra or Zartusht which are preserved in the holybook called Avesta, one of the oldest sacred books, in the world we can persume from his philosophy of mental health namely (Good thinking ,Good speaking and Good behavior) that emphasis was made on cognition, lanaguage and behavior.
اثربخشي روشهاي شناختي- رفتاري در درمان اختلال نعوظي نوع اضطراب عملكردي
ارایه کننده : سحر ميرشاهي | در تاريخ : January 28, 2007 | موضوع : روانشناسي | امتياز :
دكتر فريدون مهرابي، محبوبه دادفر، دكتر نرگس چيمه
چكيده
مقدمه: در اين پژوهش اثربخشي روشهاي شناختي- رفتاري در درمان مردان مبتلا به اختلال نعوظي نوع اضطراب عملكردي مورد بررسي قرار گرفت.
مواد و روشكار: در يك طرح آزمايشي تك موردي و طرح خط پايه چندگانه، پنج آزمودني مرد به مدت 3-2 ماه در طول 9 تا 11 جلسه به همراه همسرانشان شركت داده شدند. آزمودنيها به روش نمونهگيري در دسترس انتخاب شدند و پس از تعيين خطوط پايه در متغيرهاي وابسته، به ترتيب وارد مرحله درمان شدند. شاخص بهبودي در هر يك از متغيرها، سير نزولي منحني در مرحله درمان نسبت به خط پايه در نظر گرفته شد. اين شاخصها توسط ابزارهاي مصاحبه باليني، مقياس خودسنجي اضطراب (SUD) براي سنجش ميزان اضطراب جنسي، برگه روزنگار براي ثبت زمان نعوظ، پرسشنامه باورهاي غيرمنطقي و مقياس درجهبندي انگيزه همسران مورد ارزيابي قرار گرفتند.
يافتهها: روشهاي شناختي- رفتاري در كاهش اضطراب جنسي، كاهش شناختهاي ناسازگارانه و افزايش زمان نعوظ مؤثر بود.
نتيجهگيري: روشهاي شناختي- رفتاري در درمان اختلال نعوظي نوع اضطراب عملكردي كارآيي دارند.
كليدواژه: درمان شناختي- رفتاري، اختلال نعوظي، اضطراب عملكردي، اختلال رواني جنسي
وضعيت هويتي نوجوانان تهراني
ارایه کننده : سحر ميرشاهي | در تاريخ : January 28, 2007 | موضوع : روانشناسي | امتياز :
دكتر بنفشه غرايي، دكتر محمدكاظم عاطفوحيد، دكتر محمود دژكام، دكتر مهرداد محمديانچكيده مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسي وضعيت هويت ايدئولوژيكي و ميانفردي نوجوانان دختر و پسر تهراني و همچنين مقايسهي وضعيت و سبكهاي هويتي آنان بود. مواد و روشكار: اين پژوهش پسرويدادي و از نوع مقطعي- توصيفي بوده است. 467 نوجوان تهراني (235 دختر و 232 پسر) از چهار منطقهي آموزش و پرورش تهران در مقاطع سوم نظري و پيشدانشگاهي كه به روش نمونهگيري خوشهاي- تصادفي انتخاب شده بودند، بهكمك پرسشنامهي فرآيند هويت ايگو و پرسشنامهي سبك هويت مورد بررسي قرار گرفتند. دادهها بهكمك آزمون آماري خيدو و تحليل واريانس تحليل گرديدند. يافتهها: يافتههاي پژوهش نشان داد كه نوجوانان تهراني از نظر هويت ايدئولوژيكي و ميانفردي بيشتر از همه در وضعيت مهلت مجاز و كمتر از همه در وضعيت اكتساب بودند. بين وضعيت هويت دختران و پسران تفاوت معنيدار ديده شد و همچنين بين سبكهاي هويت با وضعيتهاي هويتي نيز ارتباط معنيداري به دست آمد. سبك هويت نامتمايز/ اجتنابي بيشترين ارتباط را با وضعيت نامتمايز و سبك هويت هنجاري بيشترين ارتباط را با وضعيت تفويض اختيار و سبك هويت اطلاعاتي بيشترين ارتباط را با وضعيت اكتساب نشان دادند. نتيجهگيري: نوجوانان تهراني از نظر وضعيت هويتي كمتر در وضعيت اكتساب و يا سبك اطلاعاتي هستند. كليدواژه: وضعيت هويتي، سبكهاي هويتي، نوجوانان
مقايسه اختلال حافظه پس از الكتروشوك در بين بيماران افسرده دريافتكننده ليوتيرونين و ويتامين B12
ارایه کننده : سحر ميرشاهي | در تاريخ : January 28, 2007 | موضوع : روانشناسي | امتياز :
دكتر آنژلا حميديا، دكتر محمد قديري، عزيزه افخم ابراهيمي چكيده مقدمه: هدف اين پژوهش بررسي اثر ليوتيرونين در كاهش اختلال حافظه بيماراني كه الكتروشوك ميگيرند بود. مواد و روشكار: در یک آزمون بالینی دو سو کور، 40 نفر از بيماران زن 50-20 ساله مراجعه كننده به بيمارستان ايران كه بر پایه تشخيص روانپزشك بهعلت افسردگي كانديد دريافت الكتروشوك بودند، بهتصادف در دو گروه آزمون و گواه قرار گرفتند و پس از انجام آزمون حافظه، براي گروه آزمون ليوتيرونين و براي گروه گواه ويتامين B 12 تجويز شد. پس از گرفتن 6 جلسه الكتروشوك بهصورت سه بار در هفته، دوباره آزمون ها اجرا و مقايسه انجام شد. دادهها به کمک آزمون t تحلیل گردید. یافتهها: تفاوت حافظه گروه گواه در مرحله پیش از اجرای الکترو شوک و پس از آن معنيدار، ولي اين تفاوت در مورد گروه ليوتيرونين غيرمعنيدار بود. نتیجهگيري: در بيماران افسردۀ كانديد الكتروشوك ميتوان با تجويز ليوتيرونين ميزان اختلال حافظه را كاهش داد. كليدواژه: الكتروشوك، ليوتيرونين، اختلال حافظه، افسردگي
ساخت و هنجاريابي آزمون تشخيصي سطح خواندن براي دانشآموزان پايه سوم دبستان
ارایه کننده : سحر ميرشاهي | در تاريخ : January 28, 2007 | موضوع : روانشناسي | امتياز :
مرضيه عزيزيان، دكتر محمدرضا عابدي
چكيده
مقدمه: تشخيص زودهنگام دانشآموزان نارساخوان نقش مهمي در پيشگيري از پيامدهاي زيانبار آن دارد. اين پژوهش با هدف ساخت، هنجاريابي و بررسي روايي و پايايي آزمون تشخيصي سطح خواندن براي دانش آموزان پايه سوم دبستان شهر اصفهان انجام شد.
مواد و روشكار: در اين پژوهش 569 دانشآموز پايه سوم دبستان كه به روش نمونهگيري تصادفي چندمرحلهاي انتخاب شده بودند، بررسي شدند. آزمون تشخيصي سطح خواندن با 8 خردهآزمون و در سه زمينه درست خواندن، درك مطلب و آگاهيهاي واجشناختي، مهارت خواندن دانشآموزان را ارزيابي ميكند. ابتدا آزمون در يك بررسي راهنما از نظر شاخصهاي روانسنجي تحليل و اصلاح شد. سپس براي بررسي روايي آن، شيوههاي بررسي همبستگي نمرههاي آزمون با معدل تحصيلي و هوشبهر، همبستگي نمرههاي خردهآزمونها با يكديگر، بررسي روند تغيير نمرههاي آزمون با بالارفتن پايه تحصيلي و بررسي تفاوت نمرههاي آزمون در دو گروه نارساخوان و عادي بهكار برده شد و پايايي آن به روش بازآزمايي بررسي گرديد.
يافتهها: بهترين خردهآزمونها از نظر روايي بهترتيب شامل روخواني، تكميل جملات و تجانس مي باشد و خردهآزمونهاي درك مطلب 1 ودرك مطلب 2 بهترتيب بهعنوان ضعيفترين خردهآزمونها مشخص گرديدند. در بررسي پايايي خردهآزمونها نيز خردهآزمون روخواني از بيشترين و درك مطلب 1 از كمترين ميزان پايايي برخوردار بود. نتيجهگيري: آزمون تشخيصي سطح خواندن، ابزار مناسبي براي ارزيابي مهارت خواندن دانشآموزان پايه سوم دبستان است.
اثر افزودن نالتركسون در درمان اسكيزوفرنيا: مقايسه دو سوكور با دارونما
ارایه کننده : سحر ميرشاهي | در تاريخ : January 28, 2007 | موضوع : روانشناسي | امتياز :
دكتر شاهرخ سردارپور گودرزي، دكتر محمد اربابي، دكتر سيدمهدي صميمي اردستاني
چكيده
مقدمه: با توجه به نقش اپيوييدها و داروهاي مهاركنندة گيرندههاي اپيوييدي در ترشح دوپامين، اثر افزودن اين دارو در درمان اسكيزوفرنيا بررسي شد.
مواد و روشكار : اين بررسي بهصورت كارآزمايي باليني دوسوكور انجام شد. روزانه نالتركسون (50 ميلي گرم دوبار در روز به 17 بيمار مبتلا به اسكيزوفرنيا) و يا دارونما (دوبار در روز به 17 بيمار مبتلا به اسكيزوفرنيا) به درمان نگهدارنده با داروي آنتيسايكوتيك آنان افزوده شد. بيماران در آغاز بررسي، هفتة سوم و هفتة ششم بهكمك مقياس علايم منفي و مثبت ارزيابي شدند.
يافتهها: در بيماران گروه نالتركسون بهبودي در علايم مثبت از هفتة سوم تا هفتة ششم و نيز بهبودي در علايم منفي از هفتة اول تا هفتة سوم ديده شد.
نتيجهگيري: نالتركسون تفاوت معنيدار با دارونما در كاهش علايم مثبت و منفي بيماران مبتلا به اسكيزوفرنيا ندارد. كليدواژه: اسكيزوفرنيا، نالتركسون، اپيوييد، علايم منفي، علايم مثبت، درمان نگهدارنده
روان درمانی با یوگا
ارایه کننده : سحر ميرشاهي | در تاريخ : October 15, 2006 | موضوع : روانشناسي | امتياز :
متن انگلیسی  رواندرمانی با یوگا Throughout Yoga’s long history, there have been many misconceptions which shrouded it in mystery until proper scientific research began in the beginning of 20th century. In India, people became aware of the need to revive old traditions and sciences hich might otherwise die out and scientific research into Yoga was one of the areas which generated a lot of interest. Many western scholars too realized the utility of Yoga and made efforts to study its significance from scientific point of view. They made some longitudinal studies in this area and their research findings are available to us for further work in this area (Kuvalyananda,1925,1928;Behanan,K.T.,1937; Bagchi,B.K.& Wenger,M.A. 1957; Hirai. T,1960; de Vries,H.A.1961; Giri,C,1966; Wallace,R.K.1970; Joseph C and et al,1987; Meti, B.L. and et al, 1989; Joseph, S and et al,1993; Meti,B.L.1995).
كارايي آموزش مهارت حل مسأله در كاهش پرخاشگري دختران دانشآموز
ارایه کننده : سحر ميرشاهي | در تاريخ : January 28, 2007 | موضوع : روانشناسي | امتياز :
فاطمه بهراميچكيده
مقدمه: اين پژوهش با هدف بررسي تأثير آموزش مهارت حل مسأله بر كاهش پرخاشگري دختران دانشآموز انجام شده است. مواد و روشكار: اين بررسي بر روي 120 دانشآموز دختر دوم دبيرستان در دو گروه آزمايشي و دو گروه گواه (هر گروه 30 نفر) با بهرهگيري از آزمون تفكر منظم و معطوف به هدف، مقياس انحراف شخصيت و يك پرسشنامه ويژگيهاي جمعيتشناختي اجرا شد. دو گروه آزمايشي طي 10 جلسه در مدت دو ماه از آموزش مهارت حل مسأله برخوردار شدند. دادههاي پژوهش بهكمك تحليل واريانس و آزمون آماري t تحليل گرديدند. يافتهها: نتايج نشان داد كه ميانگين نمرههاي پرخاشگري پسآزمون گروه اول آزمايشي نسبت به ميانگين نمرههاي پيشآزمون همان گروه كاهش يافته است. همچنين كاهش آشكاري بين واريانس گروههاي اول و دوم پس از آموزش گروههاي گواه ديده شد. نتيجهگيري: آموزش مهارت حل مسأله، پرخاشگري دختران را كاهش ميدهد.
كليدواژه: درمان شناختي- رفتاري، پرخاشگري، دانشآموزان، آموزش مهارت حل مسأله
|