ارایه کننده : علي ميرشاهي | در تاريخ : October 20, 2006 | موضوع : دين - فلسفه | امتياز :
آنه ماری شیمل
اين حقيقت كه مولانا نه تنها در ميان هم كيشان مسلمان خود بلكه در ميان مسيحيان و يهوديان قونيه محبوب بود و مقام والايى داشت ، به معناى نقش آينده وى در گفت وگو ميان اديان تعبير مى گردد. همچنين براساس منابعى كه در دست است روشن گرديده كه مولانا با روحانيون يونانى كه در آناتولى مركزى از مدت ها قبل فعاليت مى نمودند در ارتباط و رفت و آمد بوده است .
ارایه کننده : سحر ميرشاهي | در تاريخ : October 10, 2006 | موضوع : دين - فلسفه | امتياز :
هانری کربن دربارهي تجديد خاطرهاي كه آينده در گرو آن است (1) با توضيحي دربارهي موضوع مورد بحث شروع ميكنيم كه به نظر بغرنج مينمايد. در اينجا از فلسفهي ايراني پس از ابنرشد و بنابراين فلسفه ايراني - اسلامي يعني فلسفهي ايراني دورهي اسلامي سخن خواهيم گفت، دورهاي سرشار از انديشمندان اصيل كه نام و آثار آنان به يمن پژوهشهاي مداوم به تدريج در افق فلسفهي جهاني ظاهر ميشود. سخن از تقدير اين فلسفه است كه از ديدگاه تطبيقي و با آغاز از نام فيلسوف ابنرشد بحث خواهيم كرد. علت اين انتخاب چيست؟
ارایه کننده : علي ميرشاهي | در تاريخ : October 10, 2006 | موضوع : دين - فلسفه | امتياز :
سید حسین نصر در پرتو قرآن و حديث که اصطلاح حکمت در هر دوي آنها به کار رفته است ، صاحب نظران مسلماني که وابسته به مکاتب فکري مختلف هستند ، طي سالهاي متمادي درصدد شرح و توضيح معناي حکمت و فلسفه اصطلاحي که در خلال ترجمه هاي يوناني در قرون دوم ق./ هشتم م. و سوم ق./ نهم م. به زبان عربي وارد شد بوده اند. از سويي مي بايست آنچه که در زبان انگليسي فلسفه خوانده مي شود را در بافت تمدن اسلامي جستجو و معنا کنيم . يعني نه تنها در مکاتب گوناگون فلسفه اسلامي ؛ بلکه در مکاتبي که نامهاي ديگري بويژه کلام ، معرفه ، اصول الفقه و نيز علوم اوايل دارند، اگر نگوييم موضوعاتي همچون تاريخ که شاخه هاي خاص فلسفه را شکل داده اند.
ارایه کننده : علي ميرشاهي | در تاريخ : September 28, 2006 | موضوع : دين - فلسفه | امتياز :
دکتر داوری نام و آثار ملاصدرا نزد اهل فلسفه در سيصد سال اخير احترام و اعتبار فوقالعاده داشته است. البته معدودي از استادان فلسفه راه اين فيلسوف بزرگ را نپسنديده و از او پيروي نكردهاند و چنان كه ميدانيم شاگرد بزرگ او فياض لاهيجي در مواردي كه ميان ملاصدرا و ابنسينا اختلاف بود، احياناً جانب ابنسينا را ميگرفت و استادان ديگري مانند ملا رجبعلي تبريزي با بعضي آراي صدرالدين شيرازي مخالف بودند. يكي دو استاد متأخر فلسفهي اسلامي، مثل ميرزا ابوالحسن جلوه و علامه مازندراني نيز در صدد ردّ آراي او - اگر نگوييم نفي مقام بزرگ او در فلسفه - بر آمدند و حتي جلوه كتابي به نام « سرقات صدر » نوشت. بعضي از علماي ظاهري مخالف با فلسفه نيز با صدرا مخالفت كردند. معهذا تاريخ چهار صد سال اخير فلسفهي اسلامي به طور كلي از اثر روح فلسفهي صدرايي بركنار نمانده است. حتي لاهيجي كه در ظاهر به ابنسينا و ميرداماد نزديكتر است، افكار و آراي او جان و روح صدرايي دارد.
ارایه کننده : علي ميرشاهي | در تاريخ : September 28, 2006 | موضوع : دين - فلسفه | امتياز :
عبدالله نصری براي فيلسوفان هرمنوتيك، مسئله فهم اهميت بسزايي دارد. بسياري از آنها فقط به فهم متن و تفسير و تأويل آن توجه دارند، اما قليلي چون هيدگر و گادامر خود مسئله فهم را مورد موشكافي قرار دادهاند. به بيان ديگر براي آنها هستي شناسي فهم و شرايط حصول فهم بيشتر مطرح است تا اينكه يك متن را چگونه و با چه روشي فهمپذير سازيم. از آنجا كه مولوي بيشتر به عنوان يك شاعر در جامعه فكري ما مطرح كرده است، كمتر به زواياي مختلف انديشه و تفكرات عميق او توجه شده است. در اين مقاله سعي بر آن است تا نشان داده شود كه مولوي از پيشگامان طرح مسأله هرمنوتيك فلسفي است، چرا كه او در كتاب مثنوي مطالب عميقي را پيرامون فهم و شرايط و موانع تحقق آن مطرح كرده است. به بيان اصحاب هرمنوتيك او از هستي شناسي فهم سخن به ميان آورده و نسبت آن را با نحوه وجود انسان تبيين نموده است. كليد واژهها: هرمنوتيك، فهم، ابزار فهم، عناصر فهم، فهم عميق