خطرات احتمالی پیشرفت در علوم زیستی

ae7f3b1a18922ba3b3da97054ca14eed

رشد علمی بشر در همه عرصه ها شتابی سرسام آور به خود گرفته است. علم و تکنولوژی به حدی پیشرفت داشته که گمان می رود روزی علیه بشریت مورد استفاده قرار گیرد.

اما این پیشرفت ها با نگرانی ها و چالش هایی درباره آثار و پیامدهای اجتماعی، فرهنگی، حقوقی و اخلاقی در استفاده از دستاوردهای علوم و فناوری های زیستی همراه بوده است که با رشد فناوری های نوین بتدریج به عنوان چالش و محدودیت نمایان شده است.

بسیاری از متخصصان بر این باورند گرچه این دستاوردها می تواند نقش مهمی در بهبود کیفیت زندگی بشر و افزایش امید به زندگی داشته باشد اما در مقابل همچنین می تواند تهدیدی علیه سلامت محیط زیست، آزادی، برابری و کرامت انسانی باشد. این نگرانی به شکل گیری مقوله ای به نام اخلاق زیستی منجر شده که سازمان یونسکو به عنوان یک نهاد آموزشی، فرهنگی و علمی نقش فعالی در جلب توجه کارشناسان و تصمیم گیران به آن داشته است. شتاب و سرعت روزافزون رشد علم و فناوری در عرصه های مختلف بخصوص در زمینه هایی مانند شبیه سازی و تحقیق درباره ژنوم انسانی می تواند به تغییر در قواعد اخلاقی منجر شود و به همین علت نباید صرف پیشرفت فناوری به پیشگامان این حوزه اجازه داد قواعد اخلاقی را زیر پا گذاشته و از مرزهای قانونی و اخلاقی جامعه عبور کنند.

ضرورت توجه به مقوله اخلاق زیستی

در دو دهه گذشته دانش و فناوری های نوین زیستی در ایران رشد چشمگیر و قابل توجهی داشته است و دانشمندان ایرانی در عرصه های مختلف علوم زیستی از جمله سلول های بنیادی، ژنتیک و شبیه سازی به پیشرفت های بسیار خوبی دست یافته اند و مراکز دانشگاهی و پژوهشی متعددی در این حوزه فعالیت می کنند. بنابراین تردیدی نیست که گسترش دانش و فناوری های نوین زیستی در سطوح مختلف ضرورت توجه به مقوله اخلاق زیستی را بیش از پیش نمایان کرده است. براساس این ضرورت مباحث و پژوهش هایی در میان کارشناسان و صاحب نظران رشته های گوناگون درباره اخلاق زیستی مطرح شده است که این مباحث در کنار تولید منابع و محتوای علمی در این حوزه به تهیه کدهای اخلاقی و تصویب قوانینی در این زمینه منتهی شده است. کشور ما نیز به عنوان یکی از کشورهای عضو یونسکو براساس ماده ۱۹ اعلامیه جهانی اخلاق زیستی و حقوق بشر، «کمیته ملی اخلاق زیستی» را در چارچوب کمیسیون ملی یونسکو تشکیل داد. سال ۱۳۸۲ کمیته دیگری به نام «کمیته ملی اخلاق در علم و فناوری» به عنوان یکی از کمیته های تخصصی کمیسیون ملی یونسکو تشکیل شد که با توجه به همپوشانی و ارتباط قلمرو فعالیت این کمیته در سال ۱۳۸۹، این دو کمیته در هم ادغام شدند و کمیته ای واحد به نام «کمیته ملی اخلاق زیستی و اخلاق در علم و فناوری» تشکیل شد.

پیشرفت علم بدون توجه به خرد ممکن نیست

کمیته ملی اخلاق زیستی و اخلاق در علم و فناوری که از کمیته های تخصصی کمیسیون ملی یونسکو است به نگاه متفاوتی در حوزه اخلاق زیستی نیاز دارد و به نظر می رسد کشور ما می تواند براساس نگاه فلسفی و اسلامی ایرانی به حوزه اخلاق زیستی در ایجاد این تغییرات پیشگام باشد.

دکتر محمدرضا سعیدآبادی، دبیرکل کمیسیون ملی یونسکو در همایش بزرگداشت ۲۰ سال فعالیت یونسکو در حوزه اخلاق زیستی و ده سال فعالیت کمیته ملی اخلاق زیستی و اخلاق در علم و فناوری کمیسیون ملی یونسکو که با همکاری کمیسیون ملی یونسکو و پژوهشگاه فناوری های نوین علوم زیستی جهاد دانشگاهی ابن سینا برگزار شد، با اشاره به ضرورت طرح موضوع اخلاق زیستی و عمومی شدن آن در کشور گفت: گرچه در دنیای امروز پیشرفت فناوری، نقش مهمی در دگرگونی زندگی بشر داشته است اما این تغییرات به معنی نقش تاثیرگذار فناوری در ارتقای زندگی و رسیدن به آرامش نیست بلکه برای رسیدن به هدف باید در عرصه های علم و فناوری به اخلاق و خرد هم توجه ویژه ای داشته باشیم. بنابراین برای ایجاد تغییرات اجتماعی باید مطالعات و تحقیقات بین رشته ای در این زمینه انجام شود و این در حالی است که در دنیای امروز ارتباط بین دانشمندان حوزه های مختلف با متخصصان و کارشناسان حوزه های اجتماعی و حقوقی بسیار کمرنگ شده است.

سعیدآبادی با اشاره به پیشرفت های چشمگیر کشور در دو دهه اخیر در زمینه دانش و فناوری های نوین زیستی مانند درمان ناباروری، سلول های بنیادی، شبیه سازی، پیوند اعضا و ژنتیک یادآور شد: در کنار این پیشرفت ها باید موضوعات اخلاق و اجتماعی نیز به عنوان یکی از معیارهای رشد و توسعه کشور مورد توجه قرار گیرد. چراکه اخلاق در جامعه امروز هنوز هم از اهمیت ویژه ای برخوردار است. بنابراین نمی توان پیش بینی کرد که پیشرفت علم و فناوری بدون توجه به عقل و خرد بشر را به کجا می رساند. دبیر کمیسیون ملی یونسکو نقش انسان در بسیاری از موضوعات اجتماعی و مشکلات پیش رو را نقش مهم و موثری دانست و افزود: توجه به پیشرفت های علم و فناوری از دیدگاه پیشرفت و رشد جامعه کافی نیست بلکه باید به این پیشرفت ها از زاویه مطالعات اجتماعی، حقوقی و اخلاقی نیز توجه شود.

جای خالی دانشمندان حوزه اخلاق

گرچه آموزش سلامت و مفاهیمی از جمله اکوسیستم پایدار از عوامل تاثیرگذار در رشد و توسعه کشور است اما باید در کنار نقش دانشمندان و متخصصان این حوزه، جایگاه دانشمندان حوزه های اخلاقی و اجتماعی نیز ارتقا پیدا کند تا بتوان این پیشرفت ها را از منظر اجتماعی، فرهنگی، حقوقی و اخلاقی نیز زیر نظر قرار داد.

به گفته دکتر محمدمهدی آخوندی، رئیس کمیته اخلاق زیستی کمیسیون ملی یونسکو، سال های اخیر شاهد رشد روزافزون علوم زیستی در کشور بوده ایم که این پیشرفت ها الزاما به نفع ارتقای سلامت بشر نخواهد بود و چه بسا گاهی می تواند به ضرر انسان باشد. بنابراین دانشمندان علوم زیستی باید به این نکته توجه داشته باشند تا زمانی که مناقشات و مشکلات فرهنگی، اجتماعی، اخلاقی و شرعی در سطح جامعه برطرف نشود نمی توان از این پیشرفت ها برای بهبود وضع زندگی مردم استفاده کرد.

آخوندی با اشاره به گستردگی و تنوع مسائل زیستی، گفت: این گستردگی و تنوع، محدودیت های بسیاری را در زمینه رسیدگی به این موضوعات ایجاد می کند. برای مثال موضوعاتی مانند سقط جنین، اهدای جنین و رحم جایگزین هر کدام می تواند مسائل اخلاقی، حقوقی و مباحث مختلفی را همراه داشته باشد که باید از جنبه های مختلف به آنها بپردازیم و به همین علت کشورهایی که هنوز در این مقوله ها به جمع بندی نرسیده اند از فواید علوم زیستی بهره مند نشده اند.

به گفته دکتر آخوندی اخلاق زیستی تنها به موضوعات پزشکی محدود نمی شود. فناوری های نوین از روش های جدید درمان ناباروری، سقط جنین و استفاده از اشعه ها در درمان بیماری ها تا دستکاری ژنتیکی در حیوانات و گیاهان، بشر امروزی را با پرسش های بیشماری مواجه کرده است که برای پاسخ به آنها باید جنبه های اخلاقی و فرهنگی، اجتماعی و حقوقی و دینی در هر جامعه در نظر گرفته شود.

آخوندی از اخلاق زیستی به عنوان علم بین رشته ای در شاخه های مختلف علوم اجتماعی، پزشکی، حقوقی و جامعه شناسی نام می برد که پا به پای سرعت پیشرفت علم و فناوری در دنیا پیش می رود تا به سوالات اساسی بشر درباره تاثیر پیشرفت های به دست آمده در زندگی بشر و دیگر موجودات زنده پاسخ دهد.

خلیج فارس بدون کوسه می شود؟

۰۲۹۷۰c986bc0bb736a31ed4de870f9f0

خلیج فارس را همه ما ایرانیان دوست داریم. بی شک این خلیج فارس دارای مزایای بسیار زیادی برای کشورمان است. اما این منبع عظیم نعمت این روز ها حال خوبی ندارد.

براستی انسان مقهور کوسه هاست یا کوسه ها مقهور انسان؟ کوسه ها مخلوقات بی نظیر دریاها و اقیانوس ها هستند که متاسفانه به دلیل ناآشنایی، متحمل بیشترین ظلم از جانب انسان شده اند.

سال ها طول کشید تا انسان متوجه شود که کوسه ها آدمخوار نیستند و تنها علت حمله آنها به انسان احساس خطر و اشتباه در تشخیص است. معلوم نیست چند سال دیگر باید بگذرد که مشخص شود گوشت کوسه گرم نیست و نمی تواند دردهای کمر و ماهیچه ای را تسکین دهد یا این که خوردن گوشت کوسه کمترین تاثیری در افزایش قدرت جنسی و حتی بیشتر شدن سوی چشم انسان ندارد. این واقعیت که از مجموع ۴۴۰ گونه کوسه مختلفی که در آب های جهان شناخته شده فقط ۲۰ گونه مهاجم هستند و از بین آنها هم تنها چهار گونه ممکن است به انسان حمله کنند، جای تعمق دارد. کوسه های خلیج فارس نیز از این قاعده مستثنا نبوده و نیستند. کولی گرگ، کولی شش دندان و کولی بیلی ازجمله گونه های سریع و البته خطرناک خلیج فارس هستند و وضع زیستی آنها نیز در پرده ای از ابهام قرار دارد. طرح نظارت و پایش کوسه های خلیج فارس یک طرح تحقیقاتی بلندمدت زیرنظر دانشگاه هریوت وات ادینبورگ در اسکاتلند و دانشگاه سلطان قابوس در عمان است که با همکاری دانشگاه امارات عربی متحده قصد دارد تا از جهات مختلف زندگی پررمز و راز کوسه های خلیج فارس پرده بردارد.

دکتر ریما جابادو محقق ارشد و مدیر طرح ماهیان غضروفی خلیج فارس از دانشگاه امارات عربی متحده، چند سالی است روی گونه های مختلف کوسه های خلیج فارس، تعداد و نوع تغذیه آنها مطالعه و تحقیق می کند. این پژوهشگر لبنانی ـ کانادایی در تحقیقات خود از تعاملی گسترده با ماهیگیران عرب حاشیه خلیج فارس از ابوظبی گرفته تا راس الخیمه بهره برده و در عین حال از مشارکت گسترده غواصان داوطلب نیز برای پیشبرد مطالعات خود استفاده کرده است. مصاحبه اختصاصی جام جم را با این پژوهشگر می خوانید.

با توجه به این که تاریخچه حضور کوسه ها در آب های جهان به بیش از ۴۵۰ میلیون سال قبل برمی گردد، آیا دانشمندان موفق شده اند فسیلی دال بر حضور کوسه های نخستین در خلیج فارس پیدا کنند؟

مطالعات باستان شناسی در ابوظبی تاکنون موفق به کشف نمونه های مختلفی اعم از مهره ها و دندان های کوسه ها از سایت های مختلف شده که تاریخچه برخی از آنها به حدود ۷۰۰۰ سال پیش بازمی گردد. این مساله بخوبی نشان می دهد که سابقه شکار و البته بهره کشی از کوسه ها در این منطقه یک سنت قدیمی و بخشی از میراث فرهنگی جوامع گوناگونی بوده که در این منطقه زندگی می کرده اند.

مشخصات بارز و در عین حال متفاوت کوسه های خلیج فارس چیست؟

من در مطالعات خود موفق به شناسایی ۳۰ گونه مختلف شده ام. در این راستا صرفا به گونه های زنده توجه نشده بلکه گاهی نمونه های صید شده در بازار و اسکله های مختلف نیز معیار قرار گرفته است. تفاوت های ظاهری در بیشتر گونه های این منطقه به چشم می خورد، به عنوان مثال از نظر اندازه، آنها طیف گسترده ای را پوشش می دهند. کوچک ترین گونه ها حداکثر ۷۰ یا ۸۰ سانتی متر طول دارند در حالی که گونه های بزرگ تر گاهی به مرز بیشتر از چهار متر هم می رسند. کوسه نهنگی یا وال کوسه با نام علمی Rhincodontypus که در زبان محلی به آن کولی کر هم گفته می شود، ظاهرا یکی از بزرگ ترین گونه های آب های خلیج فارس است که طول بدنش گاهی به بیشتر از ۱۵ متر می رسد. این گونه از پلانکتون ها یا موجودات ریز میکروسکوپی که در آب دریا غوطه ور هستند، تغذیه می کند. (وال کوسه گونه ای در معرض خطر انقراض است که معمولا نسبت به اطراف خود حتی صدای موتور لنج ها بی تفاوت است و به همین مناسبت به آن کولی کر نیز می گویند. «نگارنده») گونه دیگری نظیر کوسه گاوی با نام علمی Carcharhinusleucas از گونه های رایج آب های شیرین است و در مصب ها و رودخانه ها هم دیده می شود. این گونه گاهی به مرز ۳.۵ متر نیز رسیده است. در واقع هر گونه کوسه ها، از نظر رفتاری، نحوه استفاده از زیستگاه و رژیم غذایی خصوصیات منحصربه فرد خود را داراست.

کوسه ها اغلب منزوی و رفتارشناسی آنها کار بسیار دشواری است. روش های شما برای کسب اطلاعات از آنها چگونه و بر چه اساسی است؟

درک ما از رفتار کوسه های این منطقه بسیار محدود است و هنوز کمبودهای زیادی وجود دارد. پیش از آن که طرح تحقیقاتی خود را آغاز کنم، حتی یک فهرست دقیق از اسامی کوسه های مختلف خلیج فارس وجود نداشت. در آن زمان تهیه چنین فهرستی برای من در اولویت قرار داشت. بدون آن که بدانیم چه گونه هایی در آب های خلیج فارس هستند، کسب اطلاع از فراوانی و پراکنش آنها و حتی اجرای هر گونه طرح حفاظتی عملا غیرممکن است. طی این چند سال موفق به جمع آوری اطلاعات فراوانی از انواع گونه ها شده ایم، اما برای آن که بتوان از آنها به نحو موثر و کارآمدی حفاظت کرد؛ هنوز اطلاعات زیادی در زمینه بیولوژی، مکان هایی که آنها از فرزندان خود مراقبت می کنند، ساختارهای جمعیتی و البته جابه جایی و مهاجرت لازم است. به عنوان مثال هنوز بدرستی مشخص نیست که چه گونه هایی در آب های خلیج فارس می مانند یا این که چه گونه هایی به اقیانوس هند مهاجرت می کنند. سیکل ابهام ها کماکان ادامه دارد.

تحقیقات شما بر اصل مشارکت های داوطلبانه متمرکز شده. در این باره بیشتر توضیح دهید.

واقعیت امر این است که من هیچ گاه قادر نبودم داده های موجود فعلی را بدون کمک بیش از ۸۰ داوطلبی که در این تحقیقات مرا همراهی کردند، گردآوری کنم. این افراد برخی اوقات برنامه کاری خود را رها می کردند و به بازارهای اطراف سواحل سرکشی می کردند یا حتی در تحقیقات میدانی روی کشتی و قایق مرا همراهی می کردند. شخصا چند ایمیل به برخی از ارگان ها و سازمان های امارات عربی متحده ارسال کردم و پاسخ های بسیاری دریافت کردم که پاره ای از آنها برای من براستی جالب بودند. همه این موارد را گفتم تا به این نتیجه گیری برسیم که جوامع محلی این منطقه درباره کوسه ها مشتاق هستند. در مقابل من نیز این امکان را به دست آوردم که آنها را در جریان اندک اطلاعات موجود و خطراتی که کوسه ها را تهدید می کنند، بگذارم. اکنون درصدد هستم وب سایتی راه اندازی کنم که در آن همه داوطلبان و جوامع محلی بتوانند مشاهدات خود را چه در بازارهای صیادی و چه در حین غواصی ارائه کنند. این داده ها قطعا به گردآوری سالانه اطلاعات کمک خواهد کرد.

پروژه نظارت و پایش کوسه های خلیج فارس توانسته رفتار کوسه گاوی (Rhincodontypus) را با استفاده از علائم ماهواره ای برای مدت طولانی تحت نظر بگیرد. آیا این طرح در ارائه یک سری نکات کلیدی به منظور حفاظت از این گونه نیز موفق عمل کرده است؟

این پروژه که زیرنظر دیوید رابینسون اداره می شود، براستی فوق العاده است. بخشی از تحقیقات روی ردیابی مسیرهای حرکت کوسه های نهنگی و بخشی هم روی بررسی پراکنش جمعیتی متمرکز شده است. در زمینه مبحث پراکنش جمعیتی تحقیقات به این سمت رفته که آیا این گونه از دیگر گونه ها جداست یا به نوعی با آنها در ارتباط است. این پروژه هنوز ادامه دارد، اما طی مدت نزدیک به سه سال که از این تحقیق می گذرد، برداشت های خیلی خوبی خصوصا در عرصه رفتارشناسی از این گونه حاصل شده است. طرح مشخصا حاوی اطلاعاتی است که می تواند برای حفاظت از کوسه گاوی موثر واقع شود. یکی از مشخص ترین دستاوردهای این تحقیق ارائه این دیدگاه به محققان است که در چه آب هایی باید انتظار مشاهده کوسه گاوی را داشت یا این که در چه قسمت هایی اجرای معیارهای حفاظتی ضروری است.

از دیدگاه شما آیا این تحقیق می تواند در کشورهای دیگر نظیر ایران هم اجرا شود؟

تا آنجا که اطلاع دارم، تحقیقات اندکی در ایران در این زمینه انجام شده است، اما نظر به این که ایران یکی از کشورهایی است که صید قابل توجه کوسه در آن انجام می شود، بنابراین داشتن درک بهتر از تاثیر این صیادی گسترده بر اکوسیستم و گونه هایی که شکار می شوند، خود یک گام اساسی در راستای حفاظت از کوسه ها در خلیج فارس است.

با توجه به افزایش تقاضا برای انواع محصولات حاصل از کوسه در بازارهای آسیا، آیا می توان گفت که آسیب پذیری چه گونه هایی در این زمینه بیشتر است؟ به عبارت دیگر چه گونه هایی در آب های خلیج فارس بیشتر توسط صیادان شکار می شوند؟

بله، تقاضا برای محصولات به دست آمده از کوسه ها اعم از گوشت و باله ها در آسیا بشدت رو به افزایش است. انواع گونه های سر چکشی و کوسه های بزرگ خانواده Carcharhinidae که باله های سیاهی دارند، ازجمله گونه هایی هستند که تقاضا برای آنها بیشتر است، البته خیلی دشوار است که بتوان گفت کدام گونه ها بیشتر از دیگران آسیب پذیر هستند، چراکه تاکنون ارزیابی منطقه ای درستی در این باره روی هیچ گونه ای انجام نشده است. داده های ما در این زمینه صرفا متکی به شرایط این گونه ها در جاهای دیگر دنیا و نه مشخصا این منطقه خاص جغرافیایی است.

بنابراین حتما لازم است که اطلاعات بیشتری درباره کوسه های خلیج فارس جمع آوری شود. برخی از رایج ترین گونه هایی که در اینجا توسط ماهیگیران صید می شوند، عبارتند از کوسه دم تیره با نام علمی Carcharhinussorrah و کوسه شیری با نام علمی Rhizoprionodonacutus (کوسه دم تیره گونه ای در معرض تهدید است که با وجود توان تولیدمثل زیاد بیشترین تهدیدها و بهره کشی ها را از جانب انسان ها متحمل شده است. کوسه شیری از نمونه هایی است که بیشتر در بازارهای ماهی فروشی دیده می شود حتی بسیاری از فیله ماهی ها به این گونه تعلق دارد. پراکنش این گونه زیاد است، اما هنوز ارزیابی درستی از جمعیت آن انجام نشده: «نگارنده»)

مشکلات فعلی حاصل شرایط است، آیا نمونه ای ژنتیکی وجود دارد که ثابت کند، جمعیت این گونه ها رو به کاهش است؟

در طرحی که مسئولیت آن را به عهده دارم، مبحث ساختارهای جمعیتی و تهیه نمونه های مختلف اعم از DNA دنبال نمی شود، با وجود این شخصا با موسسات مختلف در این زمینه همکاری هایی انجام داده ام. در این تحقیقات تلاش شده تا آنالیزهای دقیق ژنتیکی روی چند گونه کوسه که از نظر صیادی در این منطقه اهمیت بسزایی دارند، انجام شود. بدیهی است که چنین آنالیزهایی می توانند برداشت های بهتری را از موقعیت کوسه ها در اختیار قرار دهند. با این وجود ارزیابی نمونه ها می بایست برای هرگونه به طور جداگانه انجام شود تا درک بهتری هم از کاهش جمعیتی حاصل شود.

آیا شما حاضر به همکاری با متخصصان ایرانی هستید؟

حتما. خلیج فارس بدنه آبی نسبتا کوچکی است و یقین دارم جمعیت بیشتر کوسه ها در مرزهای آبی ایران، امارات عربی متحده، قطر و عربستان تقسیم شده است. بنابراین همکاری در این عرصه یک امر لازم و حیاتی است. تحقیقات می تواند به شکل همکاری های دوطرفه یا حداقل به شکل مقایسه ای انجام شود.

و سخن آخر؟

گزارش ها از بیشتر کشورهای حاشیه خلیج فارس حاکی از کاهش ذخایر آبزیان و نزدیک شدن به مرزهای نگران کننده است. این احتمال وجود دارد که برخی از گونه های کوسه ها به دلایلی اعم از ماهیگیری، تخریب زیستگاه و حتی دیگر تهدیدات با پدیده تاسف بار انقراض مواجه شوند، بنابراین بسیار مهم است که همه کشورهای این منطقه به جمع آوری اطلاعات از میزان صید کوسه ها در کشورهای خود اقدام کنند. در شرایط فعلی بدون اغراق اجرای معیارهای شدید حفاظتی نیز امری اجتناب ناپذیر و ضروری است.

درخواست دکتر جابادو از ایرانیان

تیم تحقیقاتی «نظارت و پایش کوسه های خلیج فارس» از هرگونه همکاری در این عرصه قدردانی کرده و از هموطنان ایرانی درخواست کند در صورت مشاهده کوسه نهنگی در آب های ایران، اطلاعات و مشاهدات خود را در فرمی که در آدرس اینترنتی http://goo.gl/NiZQib قراردارد، گزارش کنند. این اطلاعات هر چقدر هم که مختصر می تواند پژوهشگران را در امر حفاظت از کوسه ها به عنوان ستون اساسی اکوسیستم دریایی خلیج فارس یاری دهد. در ضمن از طریق همین وب سایت می توان دیگر اطلاعات، عکس ها و گزارش ها از انواع کوسه های خلیج فارس را چه زنده و چه حتی در بازارهای ماهی فروشی در اختیار محققان مربوط قرار داد.

نحوه فراگیری آوازخوانی توسط پرندگان

de42bcb4f0c5d6fc6bae032739496346

در میان گونه های متنوع پرندگان، طیفی وجود دارد که دارای صدایی زیبا و دلنشین هستند. پرندگان در ماه های آغار تولد قادر به خواندن آواز نیستند و با گذر زمان این توانایی را می یابند.

دانشمندان در حال تحقیق روی این مساله هستند که چگونه پرندگان آوازخوان می توانند ریتم آواها را حفظ کنند. محققان با استفاده از یک توصیف آماری دقیق که ریشه در مباحث ریاضی دارد، قصد دارند به این نتیجه برسند چرا یادگیری برخی مسائل برای مغز دشوارتر است.

ساموئل سابر که یک بیولوژیست از دانشگاه «اموری» آتلانتا است، می گوید تیم تحقیقاتی آنها توانسته برای نخستین بار مدل ریاضی آواهای شنیداری پرندگان را تهیه کند. در این تحقیق آنها از یک سنسور بخصوص برای ثبت آواها استفاده کرده اند.

دانشمندان بر این باورند که با استفاده از مدل ریاضی مذکور می توان توانایی یادگیری پرندگان را بهتر مورد بررسی قرار داد. پروفسور سابر می گوید که تیم تحقیقاتی وی اکنون امید دارد که بتواند الگوی ریاضی یادگیری در مورد سایر گونه های جانوری و حتی انسان را از این طریق کشف کند. نتیجه این پژوهش حاکی از آن است که پرندگان بالغ اشتباه های جزئی را خیلی سریع تر از اشتباه های بزرگ اصلاح می کنند.

شباهت نحوه یادگیری پرندگان و انسان ها

پروفسور سابر و همکارانش برای انجام آزمایش های خود از فنچ های بنگالی به عنوان الگوی تحقیقاتی استفاده کرده اند. هدف آنها این بوده که مکانیسم های مغزی را در یادگیری و اصلاح آواهای شنیداری مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند. لازم به ذکر است که جوجه های پرندگان نیز همچون نوزادان انسان با گوش دادن به صدای بزرگ ترها یاد می گیرند که آواها را چگونه ادا کنند. جوجه های فنچ بنگالی تنها چند روز پس از آن که از تخم خارج شدند، شروع به تقلید صدای والدین خود می کنند. سابر می گوید که آواز جوجه ها ابتدا خیلی متفاوت و از جهاتی هم بی نظم است. این نوع آوازخوانی اساسا شبیه صدای کودکان در زمانی است که می خواهند نحوه تلفظ کلمات را یاد بگیرند، اما فنچ های جوان همچنان تمرین را ادامه می دهند، به صدای خودشان گوش می دهند و سعی می کنند اشتباهاتی را که وجود دارد، اصلاح کنند.

در نهایت آنها با تمرین مداوم این توانایی را به دست می آورند که شبیه بزرگ ترها آواز بخوانند. پرندگان جوان درست مانند انسان ها اشتباه های عدیده ای انجام می دهند. هم پرندگان و هم انسان ها هرچه بزرگ تر می شوند، خطاهایشان کمتر می شود. یک تئوری وجود دارد مبنی بر آن که مغزهای بالغ بیشتر تمایل دارند اشتباه های بزرگ را از نظر دور نگه دارند و در عین حال عمده توجه خودشان را معطوف به اشتباه های کوچک تر کنند. برای اصلاح هر اشتباهی، مغز مجبور است بر اطلاعات دریافتی از حواسی مثل شنیدن و دیدن تکیه کند. مشکل اینجاست که در برخی اوقات حواس، چندان قابل اعتماد نیستند. به عنوان مثال اگر صدایی در محیط باشد، مغز ممکن است به هر دلیل آن را چندان حائز اهمیت تلقی نکند، در حالی که می تواند یک اشتباه محض باشد. ارتباط میان تغییرپذیری و یادگیری در عمل تشریح می کند چرا جوان ترها بیشتر تمایل به یادگیری دارند، در حالی که بزرگ ترها بندرت راضی به تغییر می شوند.

تجزیه و تحلیل مغز

یک خواننده اپرا و یک پرنده آوازخوان همیشه صداهایشان دستخوش تغییر می شود. مغز زمانی که نت های زیر و بم اشتباه را دریافت می کند از یک استراتژی خیلی ساده و منحصربه فرد استفاده می کند و آن ارزیابی صدا است. منظور از ارزیابی این است که مغز تجزیه و تحلیل می کند که آیا صدای اشتباه تنها ناشی از مشکل در خواندن سیگنال است یا این که یک اشتباه محض است. محققان درصدد برآمدند میان بزرگی اشتباه های صوتی و احتمال اصلاح آن توسط مغز ارتباطی برقرار کنند. به همین منظور آنها صدای فنچ های بنگالی را ضبط و سپس تغییراتی در آنها اعمال کردند. آنها با پخش این صدا برای پرنده این ذهنیت را به وی القاء کردند که آواها را اشتباه ادا کرده و فنچ ها پس از شنیدن نت های اشتباه در آوازهای بعدی خیلی سریع نت های اشتباه را تصحیح کردند. هر چه محققان دامنه اشتباه ها را بیشتر و ملموس تر کردند، توانایی یادگیری و اصلاح نیز در پرندگان کمتر شد تا این که در نهایت با پخش یکسری نت های زیر و بم کاملا اشتباه توانایی یادگیری در فنچ ها به طور کلی مختل شد. محققان پس از این آزمایش ها توانستند یک الگوی آماری از تاثیر اشتباه های صوتی بر میزان یادگیری پرندگان تهیه کنند.

تیم تحقیقاتی مزبور امیدوار است با استفاده از این چارچوب ریاضی بتواند شیوه های گفتاردرمانی انسان ها را نیز تا حد امکان بهبود بخشد. اگر نحوه یادگیری مغز شبیه سازی شود، می توان اشتباه ها را اصلاح و یادگیری را برای افراد گوناگون تسهیل کرد.

زندگی نامه یک مدیر ارشد ناسا: دکتر فیروز نادری

e52d54d951942272e56e2f4b9e3350be

ایرانی ها عموما به عنوان افرادی باهوش شناخته می شوند. حضور ایرانی ها در پست های کلیدی شرکت های معتبر و موفق نشان دهنده همین است.

آیا حیاتی در گذشته در مریخ وجود داشته یا این که در آینده بوجود خواهد آمد؟

دوم این که آیا اگر شرایط زندگی وجود داشته، آیا حیاتی هم بوجود آمده یا خیر؟

و سوال سوم این که آیا اگر حیاتی هم بوجود آمده است، در حال حاضر هم به شکلی خاص دیده می شود یا خیر؟

اینها سوالاتی است که دکتر فیروز نادری از مدیران ارشد ایرانی ناسا قرار است در این مطلب پاسخ دهد.

در سال ۲۰۰۴ میلادی نشریه ساینس دست به انتخاب ۱۰ رویداد تاثیرگذار علمی بشر زد و در راس آن فهرست، کاوش های روباتیک سیاره سرخ فام مریخ توسط دو کاوشگر روح (Spirit) و فرصت (opportunity) که نشانه هایی از وجود آب را کشف کرده بودند، قرار داشت. در پشت این ماموریت حضور مدیریت برجسته یک شخص نمایان بود و او کسی نبود جز دکتر فیروز نادری از سرشناس ترین ایرانی های حال حاضر دنیا. او در ۲۶ اسفند ۱۳۲۴ در شیراز به دنیا آمد، تحصیلات ابتدایی خود را در شیراز و دوره متوسطه را در دبیرستان اندیشه تهران به اتمام رساند.

سپس در سال ۱۹۶۴ به امریکا رفت و پس از تحصیلات کارشناسی و کارشناسی ارشد در رشته مهندسی برق، در سال ۱۹۷۶ تحصیلات دکترای خود را در رشته مهندسی الکترونیک در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی به پایان رساند. پس از اتمام تحصیلات خود در سال ۱۹۷۶ به وطن بازگشت و فعالیت خود را در مرکز سنجش از دور ایران در تهران آغاز کرد و پس از دو سه سال فعالیت، به دلیل نبود امکانات مورد نیاز برای بسط تحقیقات و پژوهش هایش کشور را به مقصد امریکا ترک کرد و در سال ۱۹۷۹، یعنی حدود ۳۶ سال پیش فعالیت خود را در ناسا آغاز کرد.

او در این مدت مشاغل فنی و مدیریتی متعددی را در زمینه ماهواره های مخابراتی متحرک، رادارهای سنجش از دور اقیانوسی، رصدخانه های تحقیقاتی اختر فیزیک و اکتشاف مریخ و سایر اجرام منظومه شمسی بر عهده داشت. نادری از سال ۱۹۹۶ مدیر برنامه منشاء حیات ناسا بود. در سال ۱۹۷۹ به «آزمایشگاه پیشرانش جت» (JPL) پیوست و به عنوان مدیر آزمایشات پروازی علوم فضا و مدیر طرح تفرق سنج ناسا به کار پرداخت.

او هم اکنون مدیریت ارشد برنامه ریزی استراتژیک JPL را برعهده دارد. وقتی این پست را پذیرفت، ناگهان ایمیل ها و پیام های بی شماری از سوی ایرانیان به سمت او سرازیر شد. خودش در این باره می گوید: «همان زمان بود که فهمیدم دنیا چقدر کوچک است. اما تا حدودی نگران شدم، چون می دیدم مسئولیتم به خاطر حساسیت های هموطنانم بیشتر شده است».

در سال ۲۰۰۰ میلادی دانشمندان بزرگ ناسا پس از دو بار ناکامی در هدایت و مدیریت پروژه اکتشافی مریخ تصمیم می گیرند که این پروژه ناموفق را متوقف کنند اما راه کارها و جدیت دکتر نادری باعث می شود که مدیریت این پروژه به او واگذار شود.

در سال ۲۰۰۱ تیم تحت مدیریتش موفق شدند مدار گرد اودیسه را به مدار مریخ بفرستند و مریخ نورد «روح» و سپس «فرصت» در پنجم بهمن سال ۲۰۰۴ بر سطح مریخ فرود آمد. دکتر نادری در این باره می گوید: «روح» را به دریاچه ای فرستادیم که فکر می کردیم در آنجا بتواند شواهدی از وجود آب یا حیات قدیمی یافت کند. اما در این مورد تیر ما به خطا رفت! «فرصت» نیز به جایی که پیش بینی می شد حاوی مواد معدنی نظیر هماتیت باشد فرستاده شد که توانست با کشف هماتیت که نشان دهنده وجود آب در گذشته است، کمک بزرگی به ما بکند».

گفتنی است در سال ۲۰۰۹ مریخ نورد بسیار پیشرفته و بزرگی به نام MSL که از سوخت اتمی استفاده می کرد به همراه یک لابراتوار مجهز علمی به فضا پرتاب شد و در سال ۲۰۱۰ به سطح مریخ رسید. آزمایشگاه سنگ و کانی به همراه ۸ جز آزمایشگر دیگر آزمایشگاه این مریخ نورد را تشکیل می دهند. اگر این ماموریت با موفقیت همراه باشد قدم بعدی، جست وجوی مستقیم حیات در مریخ در سال های پس از آن و حوالی سال ۲۰۱۶ خواهد بود. این ماموریت، در پی پاسخ به سه سوال و هدف اصلی اجرایی گردیده است:

در نظر گرفتن شرایط مریخ در طول تاریخ. آیا حیاتی در گذشته در آن وجود داشته یا این که در آینده بوجود خواهد آمد؟

دوم این که آیا اگر شرایط زندگی وجود داشته، آیا حیاتی هم بوجود آمده یا خیر؟

و سوال سوم این که آیا اگر حیاتی هم بوجود آمده است در حال حاضر هم به شکلی خاص دیده می شود یا خیر؟

همه مریخ نوردهای آینده به قصد رسیدن به پاسخ این سوالات است که راهی مریخ می شوند.

دکتر نادری در مورد سفر انسان به مریخ می گوید: «فرستادن انسان به مریخ به قدری مشکل و پیچیده خواهد بود که ارسال MSL و موفقیتش نیز نمی تواند پیش نیاز آن باشد. سه مرحله برای سفر به مریخ متصور است: پرتاب از زمین، هدایت از زمین تا مریخ و فرود در مریخ. بخش دوم این ماموریت آسان ترین قسمت آن خواهد بود و سختی آن فرود در مریخ و پرتاب از زمین است.

مشکل ترین فاز فرود در مریخ کند کردن سرعت فضاپیما است. در حال حاضر و در ماموریت های کنونی سپر حرارتی – چتر و موتورها می توانند سرعت را کاهش دهند. اما در زمانی که فضاپیمای حامل انسان بخواهد با ۲۰ تا ۲۵ برابر وزن و اندازه در سطح مریخ فرود آید کار کمی سخت تر خواهد شد. ما هنوز تکنولوژی مورد نیاز برای این کار را در اختیار نداریم.

هنگامی که از وی این سوال همیشگی پرسیده شد که سفر انسان به مریخ در چه تاریخی قابل تصور است؟ تخمین هایی که هم اکنون وجود دارد سال های بین ۲۰۱۵ و ۲۰۲۰ را زمان احتمالی سفر انسان به مریخ در نظر میگیرد. با توجه به مشکلاتی که متذکر شدید چه زمانی را می توانیم برای این سفر در نظربگیریم؟ گفت:

با توجه به مشکلات تکنولوژیکی و مالی که بر سر این راه وجود دارد به نظر نمیرسد تا نیمه این قرن بتوانیم تمامی امکانات این سفر را فراهم کنیم و باید تا دهه های آینده صبر کنیم. برای پاسخ به این پرسش باید به مقدمات پرتاب و تکنولوژی هایی که فعلا در اختیار داریم توجه کنیم. در ابتدا روی شاتل ها صحبت می کنیم.

اما پروژه شاتل ها به دلیل قدیمی شدن فن آوری های ساخت و هزینه های سنگین و خطراتی که داشته اند در سال ۲۰۱۰ بازنشسته شدند! اما ناسا در حال تعیین جانشین هایی برای شاتل ها است این پرنده های جدید دیگر شبیه به شاتل ها نبوده و به پروگرس ها فضا پیماهای روسی شباهت خواهند داشت که مکانیسمی شبیه به آنها دارند. در پروگرس ها مکان استقرار فضانوردان بالای موشک پرتاب کننده در نظر گرفته می شود که سیستم های جدید ناسا هم شبیه به آن خواهد بود. تاریخ شروع استفاده از این فضاپیماها سال ۲۰۱۴ در نظر گرفته شد.

این زمانی است که ناسا طبق زمانبندی های ماموریت های خود قصد دارد تا دوباره به ماه عزیمت کند ولی این بار دیگر شبیه به مسابقات فضایی دهه های اولیه عصر فضا که برای فتح ماه بین شوری و امریکا رقابت سختی بود جنگی بر سر فتح ماه نخواهیم داشت. تغیر پرتاب کننده ها و بالابر ها و همینطور سفر دوباره به ماه از مهمترین برنامه های ناسا طی دهه آینده خواهند بود. پس از این ما روی چگونگی سفر فضاپیماهای رفت و برگشت به مریخ و همینطور سفر انسان به سیاره سرخ برنامه ریزی می کنیم.

همانطور که قبلا متذکر شدم ما سه مشکل بزرگ برای رسیدن به مریخ خواهیم داشت که پرتاب به مریخ هدایت تا مریخ و فرود روی مریخ هستند اما یک مشکل دیگر هم هست! و آن هزینه های سنگین این ماموریت است که غیر قابل تصور خواهد بود. به طور مثال در زمان فرود اولین انسان به ماه با بودجه های کنونی نزدیک به ۷۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری دولت وقت ایالات متحده انجام شد تا امریکا برنده مسابقه فتح ماه با شوروی باشد مسابقه ای که سیاسی بود. این مبلغ هنگفت قسمت زیادی از هزینه های جاری دولت آن زمان را تشکیل میداد. ولی تخمین ما برای انجام سفر انسان به مریخ در حال حاضر رقمی بالغ بر ۲۰۰ تا ۴۰۰ میلیارد دلار است !

مشکل سوم سلامت انسان در فضا و مریخ. سفر چند روزه به ماه و اقامت در آن از نظر فیزیولوژی بدن خطرات زیادی برای انسان نداشته و به مشکلی از این نظر بر نخوردیم.برنامه ای که حداکثر طی چند روز رفت و برگشت فضانوردان به ماه انجام میپذیرد. ولی سفر به مریخ کاملا متفاوت است. ما با تجهیزات کنونی حدود ۷ ماه زمان لازم خواهیم داشت تا فاصله بین زمین تا مریخ را طی کنیم ۷ ماه سفر در زمانی است که مریخ نزدیکترین فاصله را به ما داشته باشد.

در نظر بگیرید زمان برگشت هم باید در تاریخی باشد که دوباره مریخ نزدیکترین فاصله را به زمین داشته باشد تا همین ۷ ماه زمان برای رسیدن به زمین را صرف شود. پس از رسیدن به مریخ ۱۹ ماه طول خواهد کشید تا دوباره شرایط ایده عال برای بازگشت به زمین فراهم شود. یعنی فضانوردان زمانی در حدود ۱۴ ماه را در راه رفت و برگشت از مریخ هستند و ۱۹ ماه نیز باید در مریخ به سر برند. با این شرایط سخت میتوان در نظر گرفت که سفر انسان به مریخ نمی تواند طی یکی دو دهه آینده صورت گیرد.

دکتر نادری بارها مورد تقدیر قرار گرفته است که از آن جمله می توان موارد زیر را نام برد: بالاترین نشان ناسا «مدال خدمات برجسته»، انتخاب به عنوان فرد موثر سال ایالات متحده، لیبرال پرایز ۲۰۰۴ که پیش از او به پاپ بندیکت شانزدهم اعطا شده بود و نشان افتخار الیس آیلند در سال ۲۰۰۵ که از برنده گان قبلی آن می توان به بیل کلینتون، هنری کیسینجر، باب هوپ، محمدعلی کلی و فرانک سیناترا اشاره کرد.

میزان رشد فناوری فضایی بشر

۶fe82202828def0c64fd21c2adbb3b4e

بشر از هنگامی که توانست پرواز کند، آرزوی بلند پروازانه دیگری را پیدا کرد. کشف فضا و زندگی بر روی سیارات دیگر.

چندی پیش اعلام شد سازمان فضایی ایران برنامه راهبردی پیشنهادی خود را در ذیل نقشه جامع علمی و سند جامع توسعه هوافضای ایران تدوین کرده و آن را برای بررسی به کارگروه مشورتی ستاد نقشه جامع علمی کشور ارائه کرده است.

بنابر گزارش خبرگزاری ها، این برنامه ده ساله در سه محور اصلی اعزام انسان به فضا، ماهواره مخابراتی و ماهواره سنجش از راه دور تدوین شده است.

تهیه چنین برنامه هایی در بیشتر کشورهای صاحب فناوری فضایی متداول است و این کشورها با کار کارشناسی بسیار تلاش می کنند برنامه های خود را متناسب با شرایط و نیازهای کشور خود تدوین کنند. در این میان، کشور هند که یکی از موفق ترین کشورهای آسیایی در توسعه فناوری فضایی شناخته می شود به لحاظ شرایط فرهنگی و میزان توسعه یافتگی نسبت به کشورهایی مانند آمریکا، شباهت های بیشتری با کشورمان دارد.

توسعه فناوری در این کشور نیز براساس یک راهبرد مشخص و برنامه های چند ساله کوتاه مدت به پیش می رود. راهبرد کشور هند که مبتنی بر استفاده اقتصادی و کاربردی از فضاست در سند دوازدهمین برنامه پنج ساله فضایی این کشور بوضوح قابل مشاهده است. با نگاهی به برنامه فضایی هند می توان درس های خوبی برای استفاده در برنامه های فضایی کشورمان آموخت.

منطق یا احساس؛ مساله این است

فیلم های هندی به اغراق مشهورند. مدتی است اخبار فضایی که از این کشور می رسد نیز ما را به فضای سینمای بالیوود می برد. آن گونه که گاهی با شنیدن نام هند، فضانوردان لاغر اندام و سیه چرده ای در نظرمان می آید که در کپسول دو نفره ساخت سازمان فضایی کشورشان نشسته و آماده یک مسافرت طولانی به مریخ هستند. اما تنها با نیم نگاهی به سند دوازدهمین برنامه پنج ساله فضایی هند، هر عقل سلیمی در می یابد ۲ درصد بودجه فضایی هند که برای پروژه های فضانوردی در نظر گرفته شده، شاید بتواند فقط هزینه ساخت یک فیلم تخیلی هندی را در این زمینه تامین کند. این مساله به طور وضوح نشان می دهد، با وجود روحیه حساس اغلب هندی ها، بالیوود کمترین تاثیر را در تدوین راهبردهای برنامه فضایی هند داشته و استدلال هایی با پشتوانه منطق خالص و نه احساس، در پشت برنامه های فضایی هند قرار دارد.

نگاه به فضا از نوع هندی

حقیقت آن است که محدودیت های مالی این روزها گریبان اغلب سازمان های فضایی دنیا از جمله هند را گرفته و این کشور نیز که از دیرباز نگاهی اقتصادی به فضا داشت در برنامه جدید فضایی خود با بینشی واقع بینانه تر از پیش بر موارد غیرمحصولی فضایی بصراحت تاکید کرده و بودجه این بخش را نسبت به بودجه برنامه پیشین، بیش از ۸۷ درصد افزایش داده است، چرا که سیاستگذاران هندی معتقدند سرمایه گذاری روی این بخش در برنامه یازدهم منجر به پیشرفت این کشور در موارد متعددی مانند توسعه دانش، فرهنگسازی، افزایش رفاه عمومی، امنیت، دانش عمومی، پزشکی، آموزش و حتی دموکراسی شده است.

اولویت های سازمان فضایی هند

گروه ۳۸ نفره ای که هسته اصلی تدوین برنامه فضایی هند را به عهده داشته، اولویت های این برنامه را در حوزه هایی قرار داده که به لحاظ اقتصادی، امنیتی و نظامی کار آمد باشند. به همین دلیل این گروه، متشکل از نمایندگان نهادهای مختلف کشوری از وزارت کشورگرفته تا سازمان برنامه ریزی شهری و موسسه تغییرات اجتماعی، اولویت های فضایی هند را در زمینه های مخابرات، سنجش از دور، توسعه حامل ها و کاوش های فضایی تعیین کرده است. پیش بینی می شود سرمایه گذاری در این زمینه ها به گسترش کاربری های فضایی در حوزه های غیرمحصولی در آموزش، سلامت، توسعه روستایی، کشاورزی و مدیریت بلایای طبیعی بینجامد. علاوه بر این، تدوینگران برنامه با اختصاص ۲۰ درصد از بودجه فضایی این کشور به ارتقای فرآیندها، نشان داده اند اهمیت و لزوم بهبود مدیریت در سازمان فضایی کشورشان را بخوبی درک کرده اند.

علاقه هند به ماهواره های مخابراتی

توسعه ماهواره های مخابراتی از سرفصل های اصلی جدیدترین برنامه فضایی هند است. این کشور در نظر دارد ظرفیت ترانسپوندرهای ماهواره ای خود را به ۴۰۰ عدد در باندهای C، Ku،Ka و MSS تا پایان برنامه افزایش دهد. این کار قرار است با اختصاص ۱۱ ماهواره از ۳۲ ماهواره پیش بینی شده برای پرتاب در پنج سال آینده صورت گیرد. از طرفی پژوهشگران سازمان فضایی هند موظف شده اند به توسعه زیر ساخت ها برای ماهواره های مخابراتی در محدوده توان ۲۰ تا ۶۰ کیلووات بپردازند.

طعم شیرین ماهواره مخابراتی

در برنامه دوازدهم فضایی هند با تکیه بر افزایش قدرت توان این کشور در حوزه مخابرات ماهواره ای و همزمان با توسعه سامانه های فضایی به توسعه زیرساخت های لازم برای استفاده کاربردی از این توان فنی پرداخته شده و گسترش شبکه آموزش و پزشکی از راه دور و فناوری ارسال مستقیم به منازل (Direct to home) در نظر گرفته شده است. برنامه فضایی جدید کشور هند با نگاهی تدوین شده است که در امتداد دستاوردهای برنامه قبلی این کشور قرار گیرد. در برنامه پیشین با همین شیوه برنامه ریزی این کشور موفق شد بیش از ۳۸۲ بیمارستان را به تجهیزات لازم برای انجام پزشکی از راه دور مجهز کند. همچنین ۴۷۳ پایگاه اطلاع رسانی ماهواره ای در روستاهای هند راه اندازی شد. علاوه بر این، تلاش های بسیاری نیز در حوزه آموزش از راه دور صورت گرفت که به راه اندازی ۵۵ هزار مورد در سطح این کشور منجر شد.

توجه هند به پایش زمین از فضا

نظارت بر زمین از فضا، یکی دیگر از محورهای اصلی دوازدهمین برنامه فضایی هند است. پیش بینی ساخت ۱۱ ماهواره برای این منظور در پنج سال آینده نشان می دهد برنامه های سنجشی درست به اندازه برنامه های مخابراتی برای برنامه ریزان هندی اهمیت دارد.

این کشور که در برنامه فضایی پیشین خود توانست با کشف منابع آب شیرین بسیار در ده ایالت به وسیله ماهواره های سنجش از راه دور، پاسخ درخوری به چالش بحران آب در این ایالت ها بدهد، یکی از فعالیت های اصلی در برنامه فضایی جدید در این زمینه را بهبود و بهره برداری از سه مجموعه ماهواره های مشاهده زمین موجود خود تعریف کرده است. این مجموعه ماهواره ها تنها به پایش منابع طبیعی نمی پردازند و در اقیانوس شناسی نیز کاربردهای فراوانی دارند به گونه ای که هند در پنج سال گذشته موفق شد کلونی ماهی ها و جانداران دریایی را در آب های کشورش بخوبی مورد کاوش و جستجو قرار دهد. این کار کمک شایانی به صنعت شیلات در کشور هند کرد و در نگهداری از منابع دریایی این کشور نقش عمده ای داشت. علاوه بر این، یکی دیگر از امکانات مجموعه ماهواره های نظارت بر زمین کشور هند، قابلیت پیش بینی بلایای طبیعی است که در برنامه فضایی جدید به توسعه این بخش نیز توجه شایانی شده است و نهایتا تهیه نقشه های جغرافیایی برای کاربری های مختلف از دستاوردهای دیگر ماهواره های هندی بوده است که در برنامه دوازدهم نیز برای توسعه این بخش پیش بینی هایی صورت گرفته است.

توسعه همزمان فناوری و کاربرد

برنامه فضایی هند از یک الگوی مشخص برای توسعه همزمان زیرساخت های فنی و کاربردی در تمام بخش ها پیروی می کند. مانند موضوع مخابرات فضایی در اینجا هم، پژوهشگران هندی موظف شده اند در حالی که دیگر سازمان ها به توسعه کاربردها می پردازند، آنها نیز تلاش های خود را برای دست یافتن به امکانات تصویربرداری با دقت و کیفیت بالاتر متمرکز کنند. به​ این منظور ارتقای تجهیزات با هدف رسیدن به دقت کمتر از ۲۰ سانتی متر هدفگذاری شده است.

همچنین سازمان فضایی هند که طی برنامه فضایی پیشین به فناوری تصویربرداری میکروویو چند طیفی با دقت بالا دست پیدا کرد، در برنامه پنج ساله فضایی دوازدهم قصد دارد روش رنگ سنجی اقیانوسی را برای استفاده بهتر در تحقیقات زیست شناسی دریایی بهبود دهد.

هندی های عاقل

هند کشوری است که نشان داده است همان طور که پایه های فناوری فضایی خود را با راهبردی صحیح برنامه ریزی کرده بود، قاطعانه بر راهبردهای خود پافشاری کرده و حاضر نیست برنامه های فضایی خود را از مسیر معقول تحت هیچ شرایطی خارج کند. همین نکته باعث شده ثبات بسیار زیادی در اقدامات فضایی این کشور مشاهده شود و به این ترتیب شتاب هند در توسعه فضایی از آغاز تاکنون با روندی خوب ادامه یابد. همچنین ترکیب سیاستگذاران برنامه فضایی هند که از نمایندگان ارگان های مختلف و با توجه به میزان ارتباط آنها با کاربردهای فضایی تشکیل شده، نقش بسیار مهمی در حفظ این ثبات و جاری شدن فناوری های فضایی به بخش های مختلف این کشور داشته است.

دیگران، هندی ها را هدایت نخواهند کرد

ناوبری فضایی و زمان سنجی به لحاظ اهمیت فراوانی که در کاربردهای مختلف بویژه نظامی دارد، همواره در سبد برنامه های فضایی کشور هند قرار داشته است. برنامه فضایی دوازدهم این کشور نیز مانند گذشته ادامه این مسیر را در دستور کار سازمان فضایی هند قرار داده است. در این بخش ساخت و پرتاب شش ماهواره در پنج سال پیش روی پیش بینی شده است. ماموریت ماهواره های ناوبری هند به گونه ای تعریف شده است که در کاربری های ناوبری مورد نیاز کشور از جمله تعیین موقعیت، سرعت، ساعت جهانی، دقت افزایی در امور کشاورزی، سامانه یکپارچه سازی اطلاعات، شیلات و موارد مشابه دیگر استفاده شود. کشور هند مصمم است در پایان برنامه پنج ساله، سامانه ناوبری IRNSS خود را که چندین سال است برای توسعه آن فعالیت می کند، راه اندازی کند. در کنار این سامانه که از سه ماهواره زمین آهنگ و چهار ماهواره قطبی بومی بهره می گیرد، به توسعه سامانه GAGAN پرداخته می شود. با کمک این سامانه، هندی ها می توانند بهره گیری از سامانه جی پی اس آمریکا را برای استفاده خود بهبود دهند. علاوه بر این فعالیت ها، توسعه تجهیزات زمینی مورد نیاز، پایگاه ارسال داده (خط ارتباطی) و فناوری ارتباطات از راه دور TTC نیز در برنامه فضایی جدید کشور هند در بخش ناوبری فضایی به چشم می خورد.